به بهانه زادروز گوگوش (بازنشر یادداشت قدیمی) امیر هاشمی مقدم دیروز 15 اردیبهشت، شصت و نهمین زادروز بانو گوگوش (فائقه آتشین) بود؛ یکی از شناختهشدهترین خوانندگان لسآنجلسی
به بهانه زادروز گوگوش (بازنشر یادداشت قدیمی)
امیر هاشمی مقدم
دیروز 15 اردیبهشت، شصت و نهمین زادروز بانو گوگوش (فائقه آتشین) بود؛ یکی از شناختهشدهترین خوانندگان لسآنجلسی.
«خوانندگان لسآنجلسی»، بهطور کلی به خوانندگان ایرانیای گفته میشود که پس از انقلاب سال 1357 و دگرگونی در ارزشهای رسمی، از ایران گریخته و عموماً مقصد امریکا را برگزیدند. بخش عمدهای از این خوانندگان در لسآنجلس ساکن شدند و همین باعث شد تا امروزه هر خواننده خارجنشینی را بهطور کلی لسآنجلسی بنامند. این خوانندگان نه تنها در ایران، بلکه در دیگر کشورهای فارسزبان و یا دارای اقلیت فارس هم دارای طرفدارانی پر و پا قرص هستند.
گوگوش، بانوی خواننده ایرانی در این میان جایگاه ویژهای دارد. تاجیکستانیها نه تنها ترانههای این خواننده، بلکه رویدادهای زندگانی وی را نیز با اشتیاق دنبال میکنند. تاجیکهای ازبکستان نیز دستکمی ندارند. رانندهمان در بخارا خاطرهاش از سفر به ایران در سال 1370، یافتن خانه گوگوش و چند دقیقه صحبت با او از پشت آیفون را با آب و تاب برایم تعریف میکرد.
این خواننده نه تنها در میان فارسزبانان، بلکه در بین غیرفارسزبانها هم شناختهشده و محبوب است. تا آنجا که اسلام کریموف، رئیسجمهور پیشین ازبکستان هم نام هنری دختر خود، «گلناره» را «گوگوشه» نهاد تا مانند گوگوش خواننده شود. همچنین در قطار سمرقند به تاشکند، در کنار بانویی روس-ازبک نشسته بودم که شنونده همیشگی ترانههای گوگوش بود و برخی ترانههای وی را نیز از بر میدانست.
بلوچها و ایرانیتباران ترکمنستان نیز شنونده همیشگی آهنگهای گوگوش هستند. رانندهمان در ترکمنستان کلا آهنگهای گوگوش گوش میداد و همراه با او، همخوانی میکرد. تاجیکهای قزاقستان و قرقیزستان را نیز باید به این لیست بیفزاییم.
به جز گوگوش، اندی، معین و آرش نیز در این سرزمینها از شهرت خوب و بهسزایی برخوردارند. وقتی با دو تن از دوستان انسانشناس به مرکز فولکلور شهر بخارا رفتیم، همین که فهمیدند ایرانی هستیم، آنچنان پافشاری کردند تا بالاخره ترانهای از معین خواندیم و از چنگشان در آمدیم. همچنین یاد و خاطره کنسرت اندی در بخارا، هنوز به نیکی در ذهن ساکنان این شهر باقی است. از همدانشگاهی قزاقم که هرگاه پیام میدهد، میدانم بیگمان دوباره معنای واژهای در ترانههای آرش را میخواهد بپرسد، میگذرم.
علاقمندی به این خوانندگان ایرانی تاثیرش را بر ترانههایی که خود خوانندگان تاجیک و ازبک میخوانند نشان میدهد. بسیاری از ترانههای خوانندگان این منطقه همچون فیروزه جمعهنیازوا، آزاده احدوا، زلیخا و... این را نشان میدهد. حتی برخی آهنگهایشان بر پایه ملودیهای بندری، کردی و... ساخته شده است.
بیگمان خوانندگان لسآنجلسی، یکی از مهمترین توانمندیها در نزدیکتر کردن مردمان کشورهای آسیای میانه، ایران و افغانستان هستند. تجمعات گسترده در شهرهای بزرگ افغانستان و روشن کردن شمع پس از مرگ مرتضی پاشایی، نمونهای دیگر است.
در واقع اگر ترکیه توانسته بهواسطه ترانههای استانبولی، علاقمندی به زبان ترکی را در بین کشورهای دیگر همچون ایران گسنرش دهد، این نقش را برای زبان فارسی، خوانندگان و ترانههای لسآنجلسی بازی میکنند.
جمهوری اسلامی گسترش زبان فارسی را قرار است از طریق رایزنیهای فرهنگی به انجام برساند. اما از آنجا که رایزنان فرهنگی از طریق سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزیده و معرفی میشوند، بنابراین بیش از زبان فارسی، گسترش ارزشهای دینی و مذهبی برایشان در اولویت قرار دارد. و دقیقاً همین عامل، پاشنه آشیل ایران در آسیای میانه است. چرا که پافشاری جمهوری اسلامی بر گسترش ارزشهای دینی در دیگر کشورها باعث فاصله بیشتر افتادن بین ایران با آنها شده که اکنون به دلیل ترس از نفوذ بنیادگرایی دینی در کشورهای سکولارشان، در پی محدود کردن هر چه بیشتر روابطشان با ایران هستند.
میتوان ادعا کرد که هنرمندان طردشده، عامل اصلي شناخته شدن و ترويج فرهنگ ايراني در جهان بيرونياند. همانگونه که نماینده سینمای ایران در دیگر کشورها، نه فیلمهای سفارشی، بلکه دقیقاً سينماي غيرحكومتي ايران است، در آسياي ميانه نیز، خوانندگان لسآنجلسي نماینده موسیقی ایرانی در کل، و زبان فارسی بهطور ویژه هستند. اين گروه هنرمندان نه تنها مورد حمايت نهادهاي فرهنگي جمهوري اسلامي نيستند، بلكه مورد بیمهری این نهادها نیز قرار ميگيرند. به همين دليل در نبود سياست فرهنگي موثر جمهوري اسلامي، بايد سپاسگزار هنرمندان تبعيد شده و حاشيهاي نسبت به فرهنگ رسمي بود.
این یادداشت را اگر پسندیدید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
by via لینکستان | لینکهای جذاب!
امیر هاشمی مقدم
دیروز 15 اردیبهشت، شصت و نهمین زادروز بانو گوگوش (فائقه آتشین) بود؛ یکی از شناختهشدهترین خوانندگان لسآنجلسی.
«خوانندگان لسآنجلسی»، بهطور کلی به خوانندگان ایرانیای گفته میشود که پس از انقلاب سال 1357 و دگرگونی در ارزشهای رسمی، از ایران گریخته و عموماً مقصد امریکا را برگزیدند. بخش عمدهای از این خوانندگان در لسآنجلس ساکن شدند و همین باعث شد تا امروزه هر خواننده خارجنشینی را بهطور کلی لسآنجلسی بنامند. این خوانندگان نه تنها در ایران، بلکه در دیگر کشورهای فارسزبان و یا دارای اقلیت فارس هم دارای طرفدارانی پر و پا قرص هستند.
گوگوش، بانوی خواننده ایرانی در این میان جایگاه ویژهای دارد. تاجیکستانیها نه تنها ترانههای این خواننده، بلکه رویدادهای زندگانی وی را نیز با اشتیاق دنبال میکنند. تاجیکهای ازبکستان نیز دستکمی ندارند. رانندهمان در بخارا خاطرهاش از سفر به ایران در سال 1370، یافتن خانه گوگوش و چند دقیقه صحبت با او از پشت آیفون را با آب و تاب برایم تعریف میکرد.
این خواننده نه تنها در میان فارسزبانان، بلکه در بین غیرفارسزبانها هم شناختهشده و محبوب است. تا آنجا که اسلام کریموف، رئیسجمهور پیشین ازبکستان هم نام هنری دختر خود، «گلناره» را «گوگوشه» نهاد تا مانند گوگوش خواننده شود. همچنین در قطار سمرقند به تاشکند، در کنار بانویی روس-ازبک نشسته بودم که شنونده همیشگی ترانههای گوگوش بود و برخی ترانههای وی را نیز از بر میدانست.
بلوچها و ایرانیتباران ترکمنستان نیز شنونده همیشگی آهنگهای گوگوش هستند. رانندهمان در ترکمنستان کلا آهنگهای گوگوش گوش میداد و همراه با او، همخوانی میکرد. تاجیکهای قزاقستان و قرقیزستان را نیز باید به این لیست بیفزاییم.
به جز گوگوش، اندی، معین و آرش نیز در این سرزمینها از شهرت خوب و بهسزایی برخوردارند. وقتی با دو تن از دوستان انسانشناس به مرکز فولکلور شهر بخارا رفتیم، همین که فهمیدند ایرانی هستیم، آنچنان پافشاری کردند تا بالاخره ترانهای از معین خواندیم و از چنگشان در آمدیم. همچنین یاد و خاطره کنسرت اندی در بخارا، هنوز به نیکی در ذهن ساکنان این شهر باقی است. از همدانشگاهی قزاقم که هرگاه پیام میدهد، میدانم بیگمان دوباره معنای واژهای در ترانههای آرش را میخواهد بپرسد، میگذرم.
علاقمندی به این خوانندگان ایرانی تاثیرش را بر ترانههایی که خود خوانندگان تاجیک و ازبک میخوانند نشان میدهد. بسیاری از ترانههای خوانندگان این منطقه همچون فیروزه جمعهنیازوا، آزاده احدوا، زلیخا و... این را نشان میدهد. حتی برخی آهنگهایشان بر پایه ملودیهای بندری، کردی و... ساخته شده است.
بیگمان خوانندگان لسآنجلسی، یکی از مهمترین توانمندیها در نزدیکتر کردن مردمان کشورهای آسیای میانه، ایران و افغانستان هستند. تجمعات گسترده در شهرهای بزرگ افغانستان و روشن کردن شمع پس از مرگ مرتضی پاشایی، نمونهای دیگر است.
در واقع اگر ترکیه توانسته بهواسطه ترانههای استانبولی، علاقمندی به زبان ترکی را در بین کشورهای دیگر همچون ایران گسنرش دهد، این نقش را برای زبان فارسی، خوانندگان و ترانههای لسآنجلسی بازی میکنند.
جمهوری اسلامی گسترش زبان فارسی را قرار است از طریق رایزنیهای فرهنگی به انجام برساند. اما از آنجا که رایزنان فرهنگی از طریق سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزیده و معرفی میشوند، بنابراین بیش از زبان فارسی، گسترش ارزشهای دینی و مذهبی برایشان در اولویت قرار دارد. و دقیقاً همین عامل، پاشنه آشیل ایران در آسیای میانه است. چرا که پافشاری جمهوری اسلامی بر گسترش ارزشهای دینی در دیگر کشورها باعث فاصله بیشتر افتادن بین ایران با آنها شده که اکنون به دلیل ترس از نفوذ بنیادگرایی دینی در کشورهای سکولارشان، در پی محدود کردن هر چه بیشتر روابطشان با ایران هستند.
میتوان ادعا کرد که هنرمندان طردشده، عامل اصلي شناخته شدن و ترويج فرهنگ ايراني در جهان بيرونياند. همانگونه که نماینده سینمای ایران در دیگر کشورها، نه فیلمهای سفارشی، بلکه دقیقاً سينماي غيرحكومتي ايران است، در آسياي ميانه نیز، خوانندگان لسآنجلسي نماینده موسیقی ایرانی در کل، و زبان فارسی بهطور ویژه هستند. اين گروه هنرمندان نه تنها مورد حمايت نهادهاي فرهنگي جمهوري اسلامي نيستند، بلكه مورد بیمهری این نهادها نیز قرار ميگيرند. به همين دليل در نبود سياست فرهنگي موثر جمهوري اسلامي، بايد سپاسگزار هنرمندان تبعيد شده و حاشيهاي نسبت به فرهنگ رسمي بود.
این یادداشت را اگر پسندیدید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
by via لینکستان | لینکهای جذاب!
نظرات
ارسال یک نظر