از مجموعه «چقدر #جمهوری برایمان مانده است؟»* یادداشت سوم: بودجه فرهنگی کشور به کجا میرود؟ #N 046 امیرعلی نصرالهزاده @AmirA_N -احتمالا خبر تحریم فیلمهایی مثل گشت ارشاد یا زندگی خصوصی را بیاد بیاورید (اینجا)
از مجموعه «چقدر #جمهوری برایمان مانده است؟»*
یادداشت سوم: بودجه فرهنگی کشور به کجا میرود؟
#N 046
https://t.me/divanesara/841
امیرعلی نصرالهزاده @AmirA_N -احتمالا خبر تحریم فیلمهایی مثل گشت ارشاد یا زندگی خصوصی را بیاد بیاورید (اینجا). فیلمهایی که با وجود مجوز اکران از وزارت ارشاد، اجازه پخش در بسیاری از سینماها را از دست دادند. پرسش اینجاست که این چه نیرو یا عاملی است که میتواند فراتر از مجوزهای قانونی، در بازار تولید و توزیع محصولات فرهنگی و هنری کشور دخالت کند؟ نگاهی به وضعیت مالکیت نهادهای فرهنگی می تواند به این پرسش پاسخ دهد.
همانطور که در تصویر این یادداشت نشان داده شده، بیش از دو سوم بودجه فرهنگی کشور به نهادهای حکومتی زیر نظر رهبری اختصاص داده شدهاند. نهادهایی که نه دولت در قبال هزینههایشان پاسخگوست و نه مجلس توانایی نظارت بر اقداماتشان دارد.
مثلا انبوه سازمانهای فرهنگی-مذهبی که با رنگ قرمز نشان داده شدهاند بودجهای تقریبا به اندازه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارند. در این میان سازمان تبلیغات اسلامی یکی از تأثیرگذارترین سازمانهای زیر نظر رهبری در امور فرهنگی و هنری است. برای درک بهتر میزان قدرت این سازمان، در کنار بودجه، باید به امکانات غیر بودجهای این سازمان نیز توجه کرد.
حوزه هنری و مؤسسه بهمن سبز، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، کنترل بیش از صد سالن سینما در کشور را در اختیار دارند (اینجا). از ظرفیت ۱۲۶هزار نفری کل سینماهای ایران، ۴۳هزار صندلی، یعنی بیش از یک سوم کل ظرفیت، به نهادهایی همچون حوزه هنری، بنیاد مستضعفان، بنیاد شهید و غیره تعلق دارد (جزئیات مالکیت سینماها را از اینجا دریافت کنید). بسیاری از بهترین سینماهای کشور و در خیلی از شهرستانها تنها سالن سینمای موجود متعلق به این نهادهاست.
این وضعیت به همان اتفاقات عجیبی میانجامد که در ابتدای یادداشت به آن اشاره کردیم. یکی از سازمانهای عمومی و حکومتی که اداره آن مردمی نیست، با صرف بودجهای که امکان نظارت بر آن ممکن نیست کنترل سینماهای ایران را به دست میگیرد و دقیقا مانع پخش همان فیلمهایی میشود که امکان ساخت آنها از نتایج رأی مردم بوده است. این نهادها همچنین کنترل صدها سالن اجرای کشور را نیز در اختیار دارند (برخی از جزئیات اینجا**) و به همین دلیل میتوانند مانع اجرای کنسرتهای مجوزدار در بسیاری از شهرستانهایی شوند که تنها سالنهای مناسبشان در اختیار چنین نهادهاییست.
توجه به این نکته نیز ضروری است که بیشترین سهم در تولیدات فرهنگی متعلق به نهادهایی نظیر حوزه هنری، مؤسسه سوره و مؤسسه بهمن سبز (هر سه وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی)، گروه رسانهای اوج (وابسته به سپاه) و البته صدا و سیما است که همه نهادهایی حکومتی اما غیردموکراتیک هستند.
یکی دیگر از بخشهای قابل توجه تصویر این یادداشت سهم بسیار زیاد نهادهای نظامی در بودجه فرهنگی است. با این که دقیقا معلوم نیست بخش بزرگی از این بودجهها صرف چه مواردی میشود (اینجا اشاره کردهایم که حتی دولت اطلاعات دقیقی از نحوه مصرف این بودجهها ندارد)، برای مقایسه و درک نسبت هزینهها باید به این دو مقدار توجه کنیم: سپاه و ستاد کل نیروهای مسلح تنها برای برگزاری اردوهای راهیان نور تحت چهار ردیف جداگانه حدود ۴۳۸میلیارد تومان بودجه دریافت میکنند (جزئیات اینجا). کل اعتبارات هزینهای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور ۴۱۲میلیارد تومان است (اینجا).
میتوان نتیجه گرفت یکی از بزرگترین مداخل بیاعتنایی به خواست و اراده مردمی توسط نهادهای عمومی و حکومتی در بودجه فرهنگی کشور نمایان است. شاید بتوان مدعی شد که یکی از ویژگیها و البته ثمرات حاکمیت مبتنی بر آزادی و ارزشهای دموکراتیک، استقلال از قدرت و مردمنهاد بودن فرهنگ یک جامعه است. اما بودجه و رانت فرهنگی نهادهای غیردموکراتیک کشور ما نشانگر حقیقتی دیگر است.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
*در یادداشت اول این مجموعه به بودجه نهادهای غیردموکراتیک حاکمیت پرداختیم و در یادداشت دوم امکانات اقتصادی اما غیرعلنی آنها را بررسی کردیم.
**اطلاعات این لیست کامل نیست چرا که امکان دسترسی به فرهنگ تماشاخانههای کشور برای تمام استانها وجود نداشت.
by via لینکستان | لینکهای جذاب!
یادداشت سوم: بودجه فرهنگی کشور به کجا میرود؟
#N 046
https://t.me/divanesara/841
امیرعلی نصرالهزاده @AmirA_N -احتمالا خبر تحریم فیلمهایی مثل گشت ارشاد یا زندگی خصوصی را بیاد بیاورید (اینجا). فیلمهایی که با وجود مجوز اکران از وزارت ارشاد، اجازه پخش در بسیاری از سینماها را از دست دادند. پرسش اینجاست که این چه نیرو یا عاملی است که میتواند فراتر از مجوزهای قانونی، در بازار تولید و توزیع محصولات فرهنگی و هنری کشور دخالت کند؟ نگاهی به وضعیت مالکیت نهادهای فرهنگی می تواند به این پرسش پاسخ دهد.
همانطور که در تصویر این یادداشت نشان داده شده، بیش از دو سوم بودجه فرهنگی کشور به نهادهای حکومتی زیر نظر رهبری اختصاص داده شدهاند. نهادهایی که نه دولت در قبال هزینههایشان پاسخگوست و نه مجلس توانایی نظارت بر اقداماتشان دارد.
مثلا انبوه سازمانهای فرهنگی-مذهبی که با رنگ قرمز نشان داده شدهاند بودجهای تقریبا به اندازه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارند. در این میان سازمان تبلیغات اسلامی یکی از تأثیرگذارترین سازمانهای زیر نظر رهبری در امور فرهنگی و هنری است. برای درک بهتر میزان قدرت این سازمان، در کنار بودجه، باید به امکانات غیر بودجهای این سازمان نیز توجه کرد.
حوزه هنری و مؤسسه بهمن سبز، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، کنترل بیش از صد سالن سینما در کشور را در اختیار دارند (اینجا). از ظرفیت ۱۲۶هزار نفری کل سینماهای ایران، ۴۳هزار صندلی، یعنی بیش از یک سوم کل ظرفیت، به نهادهایی همچون حوزه هنری، بنیاد مستضعفان، بنیاد شهید و غیره تعلق دارد (جزئیات مالکیت سینماها را از اینجا دریافت کنید). بسیاری از بهترین سینماهای کشور و در خیلی از شهرستانها تنها سالن سینمای موجود متعلق به این نهادهاست.
این وضعیت به همان اتفاقات عجیبی میانجامد که در ابتدای یادداشت به آن اشاره کردیم. یکی از سازمانهای عمومی و حکومتی که اداره آن مردمی نیست، با صرف بودجهای که امکان نظارت بر آن ممکن نیست کنترل سینماهای ایران را به دست میگیرد و دقیقا مانع پخش همان فیلمهایی میشود که امکان ساخت آنها از نتایج رأی مردم بوده است. این نهادها همچنین کنترل صدها سالن اجرای کشور را نیز در اختیار دارند (برخی از جزئیات اینجا**) و به همین دلیل میتوانند مانع اجرای کنسرتهای مجوزدار در بسیاری از شهرستانهایی شوند که تنها سالنهای مناسبشان در اختیار چنین نهادهاییست.
توجه به این نکته نیز ضروری است که بیشترین سهم در تولیدات فرهنگی متعلق به نهادهایی نظیر حوزه هنری، مؤسسه سوره و مؤسسه بهمن سبز (هر سه وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی)، گروه رسانهای اوج (وابسته به سپاه) و البته صدا و سیما است که همه نهادهایی حکومتی اما غیردموکراتیک هستند.
یکی دیگر از بخشهای قابل توجه تصویر این یادداشت سهم بسیار زیاد نهادهای نظامی در بودجه فرهنگی است. با این که دقیقا معلوم نیست بخش بزرگی از این بودجهها صرف چه مواردی میشود (اینجا اشاره کردهایم که حتی دولت اطلاعات دقیقی از نحوه مصرف این بودجهها ندارد)، برای مقایسه و درک نسبت هزینهها باید به این دو مقدار توجه کنیم: سپاه و ستاد کل نیروهای مسلح تنها برای برگزاری اردوهای راهیان نور تحت چهار ردیف جداگانه حدود ۴۳۸میلیارد تومان بودجه دریافت میکنند (جزئیات اینجا). کل اعتبارات هزینهای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور ۴۱۲میلیارد تومان است (اینجا).
میتوان نتیجه گرفت یکی از بزرگترین مداخل بیاعتنایی به خواست و اراده مردمی توسط نهادهای عمومی و حکومتی در بودجه فرهنگی کشور نمایان است. شاید بتوان مدعی شد که یکی از ویژگیها و البته ثمرات حاکمیت مبتنی بر آزادی و ارزشهای دموکراتیک، استقلال از قدرت و مردمنهاد بودن فرهنگ یک جامعه است. اما بودجه و رانت فرهنگی نهادهای غیردموکراتیک کشور ما نشانگر حقیقتی دیگر است.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
*در یادداشت اول این مجموعه به بودجه نهادهای غیردموکراتیک حاکمیت پرداختیم و در یادداشت دوم امکانات اقتصادی اما غیرعلنی آنها را بررسی کردیم.
**اطلاعات این لیست کامل نیست چرا که امکان دسترسی به فرهنگ تماشاخانههای کشور برای تمام استانها وجود نداشت.
by via لینکستان | لینکهای جذاب!
نظرات
ارسال یک نظر