#ب
دنیا را آب برده است...
️تحریریه جامعه نو: در حاشیه ماجرای دستیابی دستگاه امنیتی به اداره کننده کانال آمد نیوز، برخی از روزنامهنگاران ایرانی به روزنامهنگار خوانده شدن مدیر کانال مذکور در گزارشها اعتراض کرده و تذکر داده بودند از او با عنوان روزنامهنگار یاد نشود. درخواست درستی است، زیرا کار شرافتمندانه و مبتنی بر اصول در این حرفه، مستلزم پذیرش کدهای اخلاقی دقیق و سختگیرانهای است و کانال مذکور حتی حداقلی از آنها را رعایت نکرده است.
اما میتوان به کسانی که نگران حفظ شان این حرفه هستند تذکری داد: آیا آنها به موارد مشابه مهمتر که طی آنها شان اینحرفه خدشهدار میشود واکنش نشان دادهاند؟ متاسفانه پاسخ منفی است. اهل رسانه در ایران درباره خودشان زیاد حرف میزنند اما به مسائلی که به حیثیت عمومی آنها مربوط میشود توجهی ندارند. به دو نمونه اخیر این بیتوجهی میپردازیم:
چند ماه است پژمان موسوی، عضو و از اعضای هیات مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران در حال ارائه مدارکی از سوء استفاه هنگفت در وزارت ارشاد و تشکیل باندی در آن برای غارت منابع سوبسیدی اختصاصی رسانههای مکتوب و گذاشته شده در بودجه به نام روزنامهنگاران است. او نشان میدهد مقامات ارشد وزارت ارشاد در پیوند با کسانی که روزنامهنگار نیستند این منابع را به نام نشریاتی که کسی از انتشار آنها خبری ندارد به اجزای این دارودسته مافیایی دادهاند. نشان میدهد آنچه به نام این نشریات مجعول داده شده از آنچه به نشریات اسم و رسمدار و پرسابقه و درحال انتشار اختصاص یافته بسیار بیشتر است . موسوی دهها نشانه دیگر از اینکه فساد گسترده ای جریان داشته و در سال جاری هم ادامه یافته عرضه کرده است. او که خود مخالف روش غلط پرداخت یارانه مستقیم دولتی به رسانههاست نشان میدهد فساد، سوءاستفاده و دزدی از منابع دولتی به حساب و به نام روزنامهنگار ایرانی جریان دارد... میتوان از روزنامهنگارانی که به استفاده نابجای عنوان روزنامهنگار برای یک شارلاتان لاشهخوار آلتدست نیروهای امنیتی معترضند پرسید در باره دزدان جاخوش کرده در دستگاه حکومت و همکاران جیببرشان که گویا دهها نفر میشوند و دستهجمعی غارت آشکار کردهاند چه نظری دارند یا چه اقدامی کردهاند. میتوان پرسید چرا کاری نمیکنند و حرفی نمیزنند. از کسی رودربایستی دارند؟
مورد دوم به گروه وسیعی مربوط میشود که از عنوان روزنامه نگار و خبرنگار و ژورنالیست ایرانی استفاده میکنند و به رسانههای دارای ماهیت مشکوک یا وابسته به دشمنان کشور سرویس میدهند، اما کسی به آنها اعتراض نمیکند . این گروه در مقابل دریافت دستمزد کاری میکنند مغایرکدهای عام اخلاقی روزنامه نگاری در جهان ، آنقدر مخالف اصول اخلاقی که شمول اطلاق عنوان روزنامهنگار بر آنها مشکل است : آنها هویت منابع مالی هنگفت سازمان خود را پنهان میکنند، وقتی مشخص میشود عربستان از طریق هویت شویی آنها را تامین میکند توضیحی بر آن ندارند، اصرار میکنند که در کار خود استقلال دارند و با کسی درباره سازمان اداری و سیستم نظارت بر کار خود وارد بحث نمیشوند. مشخص نیست چرا کسانی از بین دلسوزان نگران کاربرد عنوان روزنامهنگار برای روحالله زم، متعرض این جماعت نمیشود که از این عنوان استفاده نکنند. حساسیت روزنامه گاردین به ماهیت چنین شکلی از روزنامهنگاری ایرانی بسیار بیشتر از اشخاص داخلی مدعی حراست از حیثیت روزنامهنگاری است. اینکه معاون وزیر ارشاد دولت آقای خاتمی به مزدوری دولت سعودی برود و آتش تبلیغات آن برضد کشور را تیز کند و خود و مزدبگیران دیگر را به اصرار روزنامهنگار بخواند، چرا سبب بروز حساسیت در معترضان به کاربرد نابجای این عنوان نمیشود؟ کار آنها را موجه میدانند؟ به یاد مدیران رادیوی مجاهدین خلق در دوران مزدوری رجوی برای صدام نمیافتند؟ خون اصغر از خون روحالله پاکتر و اصیلتر است؟ رفیقبازی میکنند؟ از همکاران قدیمی رودربایستی دارند؟
مواردی چون دو نمونه فوق گویای موقعیت روزنامهنگاری فارسیزبان هستند: وابسته ونامستقل ، متکی به دولت یا دولتهای خارجی (شبکههای فارسیزبان موثر در داخل)، سرشار از عدم صداقت و پر مدعا در قائل شدن شَان به خود. علل آن را به آسانی میتوان یافت: نظم و سازوکار متمایل به استبداد در کشور، این حرفه را نانخور و مدیون و خائف و چشمپوش ساخته که زائده بیرونی آن معمولا داشتن ادعاهای گنده و گریز از خودانتقادی است. در رسانههای رسمی کسی جرات نمیکند صدای خود را بر ضد حقیرترین مقامات وزارت ارشاد بلند کند. مالکیت رسانهها نیز در فرجام کار یا به دست عملجات سیاسی و یا عوامل امنیتی افتاده است. میتوانیم بپذیریم از این دیگ، آشی گرمتر از روزنامههای روی دکهها، و از طبل اعاظم حرفه صدایی بلندتر از اعتراض به روزنامهنگار خوانده شدن مدیر آمدنیوز درنمیآید. باید درباره این موقعیت روبه زوال اندیشه کرد.
by via لینکستان | لینکهای جذاب!
دنیا را آب برده است...
️تحریریه جامعه نو: در حاشیه ماجرای دستیابی دستگاه امنیتی به اداره کننده کانال آمد نیوز، برخی از روزنامهنگاران ایرانی به روزنامهنگار خوانده شدن مدیر کانال مذکور در گزارشها اعتراض کرده و تذکر داده بودند از او با عنوان روزنامهنگار یاد نشود. درخواست درستی است، زیرا کار شرافتمندانه و مبتنی بر اصول در این حرفه، مستلزم پذیرش کدهای اخلاقی دقیق و سختگیرانهای است و کانال مذکور حتی حداقلی از آنها را رعایت نکرده است.
اما میتوان به کسانی که نگران حفظ شان این حرفه هستند تذکری داد: آیا آنها به موارد مشابه مهمتر که طی آنها شان اینحرفه خدشهدار میشود واکنش نشان دادهاند؟ متاسفانه پاسخ منفی است. اهل رسانه در ایران درباره خودشان زیاد حرف میزنند اما به مسائلی که به حیثیت عمومی آنها مربوط میشود توجهی ندارند. به دو نمونه اخیر این بیتوجهی میپردازیم:
چند ماه است پژمان موسوی، عضو و از اعضای هیات مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران در حال ارائه مدارکی از سوء استفاه هنگفت در وزارت ارشاد و تشکیل باندی در آن برای غارت منابع سوبسیدی اختصاصی رسانههای مکتوب و گذاشته شده در بودجه به نام روزنامهنگاران است. او نشان میدهد مقامات ارشد وزارت ارشاد در پیوند با کسانی که روزنامهنگار نیستند این منابع را به نام نشریاتی که کسی از انتشار آنها خبری ندارد به اجزای این دارودسته مافیایی دادهاند. نشان میدهد آنچه به نام این نشریات مجعول داده شده از آنچه به نشریات اسم و رسمدار و پرسابقه و درحال انتشار اختصاص یافته بسیار بیشتر است . موسوی دهها نشانه دیگر از اینکه فساد گسترده ای جریان داشته و در سال جاری هم ادامه یافته عرضه کرده است. او که خود مخالف روش غلط پرداخت یارانه مستقیم دولتی به رسانههاست نشان میدهد فساد، سوءاستفاده و دزدی از منابع دولتی به حساب و به نام روزنامهنگار ایرانی جریان دارد... میتوان از روزنامهنگارانی که به استفاده نابجای عنوان روزنامهنگار برای یک شارلاتان لاشهخوار آلتدست نیروهای امنیتی معترضند پرسید در باره دزدان جاخوش کرده در دستگاه حکومت و همکاران جیببرشان که گویا دهها نفر میشوند و دستهجمعی غارت آشکار کردهاند چه نظری دارند یا چه اقدامی کردهاند. میتوان پرسید چرا کاری نمیکنند و حرفی نمیزنند. از کسی رودربایستی دارند؟
مورد دوم به گروه وسیعی مربوط میشود که از عنوان روزنامه نگار و خبرنگار و ژورنالیست ایرانی استفاده میکنند و به رسانههای دارای ماهیت مشکوک یا وابسته به دشمنان کشور سرویس میدهند، اما کسی به آنها اعتراض نمیکند . این گروه در مقابل دریافت دستمزد کاری میکنند مغایرکدهای عام اخلاقی روزنامه نگاری در جهان ، آنقدر مخالف اصول اخلاقی که شمول اطلاق عنوان روزنامهنگار بر آنها مشکل است : آنها هویت منابع مالی هنگفت سازمان خود را پنهان میکنند، وقتی مشخص میشود عربستان از طریق هویت شویی آنها را تامین میکند توضیحی بر آن ندارند، اصرار میکنند که در کار خود استقلال دارند و با کسی درباره سازمان اداری و سیستم نظارت بر کار خود وارد بحث نمیشوند. مشخص نیست چرا کسانی از بین دلسوزان نگران کاربرد عنوان روزنامهنگار برای روحالله زم، متعرض این جماعت نمیشود که از این عنوان استفاده نکنند. حساسیت روزنامه گاردین به ماهیت چنین شکلی از روزنامهنگاری ایرانی بسیار بیشتر از اشخاص داخلی مدعی حراست از حیثیت روزنامهنگاری است. اینکه معاون وزیر ارشاد دولت آقای خاتمی به مزدوری دولت سعودی برود و آتش تبلیغات آن برضد کشور را تیز کند و خود و مزدبگیران دیگر را به اصرار روزنامهنگار بخواند، چرا سبب بروز حساسیت در معترضان به کاربرد نابجای این عنوان نمیشود؟ کار آنها را موجه میدانند؟ به یاد مدیران رادیوی مجاهدین خلق در دوران مزدوری رجوی برای صدام نمیافتند؟ خون اصغر از خون روحالله پاکتر و اصیلتر است؟ رفیقبازی میکنند؟ از همکاران قدیمی رودربایستی دارند؟
مواردی چون دو نمونه فوق گویای موقعیت روزنامهنگاری فارسیزبان هستند: وابسته ونامستقل ، متکی به دولت یا دولتهای خارجی (شبکههای فارسیزبان موثر در داخل)، سرشار از عدم صداقت و پر مدعا در قائل شدن شَان به خود. علل آن را به آسانی میتوان یافت: نظم و سازوکار متمایل به استبداد در کشور، این حرفه را نانخور و مدیون و خائف و چشمپوش ساخته که زائده بیرونی آن معمولا داشتن ادعاهای گنده و گریز از خودانتقادی است. در رسانههای رسمی کسی جرات نمیکند صدای خود را بر ضد حقیرترین مقامات وزارت ارشاد بلند کند. مالکیت رسانهها نیز در فرجام کار یا به دست عملجات سیاسی و یا عوامل امنیتی افتاده است. میتوانیم بپذیریم از این دیگ، آشی گرمتر از روزنامههای روی دکهها، و از طبل اعاظم حرفه صدایی بلندتر از اعتراض به روزنامهنگار خوانده شدن مدیر آمدنیوز درنمیآید. باید درباره این موقعیت روبه زوال اندیشه کرد.
by via لینکستان | لینکهای جذاب!
نظرات
ارسال یک نظر