مردی که چهل سال برای اثبات بی گناهی اش ایستاد اا علی ایزدی اا ️ زندگی وتقدیرعباس امیرانتظام چه بسا ازمصادیق عملی این نظر شریعتی باشد که: «اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت واگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد، طرح کرد، به زمان شناساند و زنده نگه داشت

مردی که چهل سال برای اثبات بی گناهی اش ایستاد
اا
علی ایزدی
اا

️ زندگی وتقدیرعباس امیرانتظام چه بسا ازمصادیق عملی این نظر شریعتی باشد که: «اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت واگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد، طرح کرد، به زمان شناساند و زنده نگه داشت.»

️ آنچه که باعث شد تا ابراهیم یزدی دبیرکل وقت نهضت آزادی پس ازرهاشدن امیرانتظام ازاولین دوره حبس که 17 سال به طول انجامید، اورا ماندلای ایران بنامد، بزرگداشت مقاومت و مدارای او بود. به عبارت دیگرطولانی و طاقت فرسا شدن دوره زندان به تنهائی نمی تواند امتیازی برای یک فعال سیاسی بزرگی چون امیرانتظام محسوب شود.

️ عباس امیرانتظام چند شاخصه منحصربه فرد دارد که بخشی ازآن متاثر ازالگوهایی بود که درراه مبارزه انتخاب کرده بود و بعد دیگرمربوط می شد به شخصیت وجودی خود ساخته اش. اولین ویژگی، دلدادگی او به نهضت ملی وشخص دکترمصدق بود وهمین تعلق خاطربه آن حرکت تاریخی بود که اورا وارد سیاست نمود.

️ درسال 1332درحالی که دانشجوی سال دوم دانشکده فنی بود، داوطلب شد تا نامه اعتراضیه ملیون نسبت به برکناری مصدق را به ریچارد کاتم نماینده ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهوروقت آمریکا که به تهران سفرکرده بود، تحویل دهد. اقدامی که بعدأ منجربه دستگیری مهندس مهدی بازرگان شد. امیرانتظام درشرایط خطیری پذیرای این اقدام شجاعانه شده بود چراکه همزمان سه تن از دانشجویان دانشگاه تهران، دراعتراض به این سفردرحادثه 16آذرآن سال جانشان را ازدست دادند.

️ دومین خصیصه امیرانتظام، عشق او به مهدی بازرگان بود. صرفنظرازاینکه بازرگان یکی ازاستادان او دردانشکده فنی بود، اما مرام سیاسی و مبارزاتی بازرگان درنهضت مقاومت ملی ازسوئی و شخصیت استثنائی خود ساخته او ازطرف دیگر باعث شد تا امیرانتظام او را به عنوان استاد و الگویی درسرتاسرعمرش بپذیرد. به عبارت دیگربازرگان ومصدق دومراد امیرانتظام بودند.

️ چنین تعلق خاطری را حتی دربرخی ازمکاتباتش با بازرگان درزمانی که اسیرسلول انفرادی دانشجویان پیروخط امام بود، به وضوح می توان دید. وقتی اوازمهندس بازرگان به عنوان ابرمرد شجاع، سمبل شرافت و قدرت و حتی انسانی قابل تقدیس یاد می کند. آن هم درشرایطی که بازرگان و یارانش با انگ کفرگونه لیبرالیسم ازهرسومورد آماج قرارمی گرفتند.

️ سومین مشخصه، صراحت لهجه امیرانتظام بود.آن هم درجامعه ای که نه تنها غالب عامه مردم بلکه بسیاری ازخواص به بیماری تملق وتزویرمبتلا بودند. امیرانتظام اهل تعارف و لفاظی نبود و درست به همین دلیل بیم آن را نداشت که به زبان آوردن آنچه که دست کم ازنظراو حقیقت بود، چگونه می تواند تاثیرمنفی برموقعیت شخصی یا شغلی اش داشته باشد.

️ چهارمین شاخص، صداقت واعتماد بود، مهندس بازرگان درموقعیت خطیری که مسئولیت حساس نخست وزیری را می پذیرفت، به خوبی واقف بود که نماینده و سخنگویش چه ویژگی هایی باید داشته باشد. بازرگان برغم آنکه دوستان نزدیکتری داشت که تا مقطع پیروزی انقلاب درکنارش بودند، اما فقط امیرانتظام را برگزید. زیرا بازرگان به این امرباورداشت که اوتنها شاگرد کاملأ صادق و مطمئنی است که با وفاداریش به سیاست های سالم و گام به گام دولت موقت، می تواند نماینده شایسته ای درعرصه دیپلماتیک و تعامل با غرب درآن برهه خطیرباشد.

️ امیرانتظام بی رحمانه قربانی بیدادگری شد وهفده پاییز ازبهترین سال های عمرخودرا درکنج عزلت گذراند. آن طور که خودش می گفت اتهامات او چهارمورد بود: تماس و گفتگو با مقامات آمریکائی، حمایت ازبختیار، پیشنهاد انحلال مجلس خبرگان و اجازه خروج افراد مظنون ازکشورو بخشی ازتجهیزات یا اموال نظامیان آمریکائی مستقردرایران، اما مشکل اصلی جناح حاکم با امیرانتظام صرفأ اینها نبود...

️ امیرانتظام به کرات فریاد زد که هرگونه تماس با مسئولین آمریکائی ازبدو انقلاب بعد ازهماهنگی با مقامات ارشد دردولت موقت وبعضأ حتی با اطلاع شورای انقلاب وبرخی روحانیون درحزب جمهوری صورت گرفته است، اما گوش شنوایی پیدا نمی شد، چون ازهمان ابتدا اساسأ بنا براین نبود که اواجازه پاسخ یا دفاع ازخود را داشته باشد.
by via لینکستان | لینک‌های جذاب!

نظرات