. ادامه از تصورش را بکنید. یک آیین مذهبی در یک کشور با سابقه‌ی حدود یک قرن در شرف برگزاری است. آن‌وقت جمع زیادی از کارگزاران و فعالان آن آیین به دعوت کشور همسایه به دیدار رهبر آن کشور می‌روند. این آیا نام دیگری جز مانور قدرت جمهوری اسلامی و به‌رخ‌کشاندن نفوذ استراتژیکی نظام دارد؟ مخاطبان این مانور چه کسانی‌اند؟ بازتاب این قبیل اقدامات در افکار عمومی و نخبگان شیعه و غیرشیعه‌ی عراقی چیست؟ وقتی ما همه‌چیز را تنها ازمنظر ابرقدرتی جمهوری اسلامی و رقابت‌های سیاسی منطقه‌ای می‌نگریم حتی یک آیین مذهبی سنتی عراقی هم به قطعه‌ای در پازل قدرت نرم ایران تبدیل می‌شود. همین است که پس از بروز ناآرامی‌ها و موج اعتراضات به فساد اداری دولت عراق، مسئولان و تحلیلگران ایرانی بی‌درنگ از توطئه‌ی آمریکا و سعودی برای تحت‌الشعاع‌قراردادن مراسم اربعین سخن می‌گویند اما مرجعیت شیعه عراق طرف معترضان را می‌گیرد و حتی کشتگان ناآرامی‌ها را «شهید» می‌نامد. به عبارت دیگر ما حتی در مورد مسایل داخلی کشور عراق هم مسلمان‌تر از پیغمبر و کاتولیک‌تر از پاپ هستیم. لابد چون مرجعیت شیعیان عراق قدرت تحلیل و نگاه تمدنیِ‌ ما را ندارد (البته قدرت و نگاهی که محصول زیستن در امنیت و رفاه و اندیشه‌ورزیِ رانتی و ایده‌آلی است). چرا ایران برای مانور قدرت خود از جغرافیا و منابع یک کشور دیگر استفاده می‌کند؟ آن‌هم کشوری گرفتار انواع بحران‌های سیاسی و مردمانی مبتلا به مشکلات معیشتی و اقتصادی. چرا بخشی از هزینه‌ی پیشبرد سیاست‌های بین‌المللی نظام را باید شیعیان و مردم کشور عراق بپردازند؟ آیا انتظار داریم این مانور قدرت ازجانب مخاطبانش بدون پاسخ بماند؟ هزینه‌های پاسخ احتمالی راچه کسانی پرداخت می‌کنند؟ ازین قبیل پرسش‌ها فراوان است. پرسش‌هایی که مسئولان ونخبگان مذهبی کشور آن‌قدر مقهور تحلیل وتفسیر خود از اربعین شده‌اندکه مجالی برای اندیشیدن به آنها پیدا نمی‌کنند. به‌نظر می‌رسد جمهوری اسلامی در دام روایت ایدئولوژیکِ خود از اربعین گرفتار شده. غافل از آنکه روایت‌های دیگری هم هستند که با واقعیت نسبت‌ نزدیک‌تری دارند. این غفلتی است که می‌تواند پیامدهای سهمگینی به بار آورد. برای جوامع‌ ایرانی و عراقی و برای تشیع و آینده حیات شیعیان درمنطقه.️ @mmoeeni1 من در توییتر: Twitter .

.
ادامه از https://t.me/mmoeeni1/2455

تصورش را بکنید. یک آیین مذهبی در یک کشور با سابقه‌ی حدود یک قرن در شرف برگزاری است. آن‌وقت جمع زیادی از کارگزاران و فعالان آن آیین به دعوت کشور همسایه به دیدار رهبر آن کشور می‌روند. این آیا نام دیگری جز مانور قدرت جمهوری اسلامی و به‌رخ‌کشاندن نفوذ استراتژیکی نظام دارد؟

مخاطبان این مانور چه کسانی‌اند؟ بازتاب این قبیل اقدامات در افکار عمومی و نخبگان شیعه و غیرشیعه‌ی عراقی چیست؟ وقتی ما همه‌چیز را تنها ازمنظر ابرقدرتی جمهوری اسلامی و رقابت‌های سیاسی منطقه‌ای می‌نگریم حتی یک آیین مذهبی سنتی عراقی هم به قطعه‌ای در پازل قدرت نرم ایران تبدیل می‌شود.

همین است که پس از بروز ناآرامی‌ها و موج اعتراضات به فساد اداری دولت عراق، مسئولان و تحلیلگران ایرانی بی‌درنگ از توطئه‌ی آمریکا و سعودی برای تحت‌الشعاع‌قراردادن مراسم اربعین سخن می‌گویند اما مرجعیت شیعه عراق طرف معترضان را می‌گیرد و حتی کشتگان ناآرامی‌ها را «شهید» می‌نامد.

به عبارت دیگر ما حتی در مورد مسایل داخلی کشور عراق هم مسلمان‌تر از پیغمبر و کاتولیک‌تر از پاپ هستیم. لابد چون مرجعیت شیعیان عراق قدرت تحلیل و نگاه تمدنیِ‌ ما را ندارد (البته قدرت و نگاهی که محصول زیستن در امنیت و رفاه و اندیشه‌ورزیِ رانتی و ایده‌آلی است).

چرا ایران برای مانور قدرت خود از جغرافیا و منابع یک کشور دیگر استفاده می‌کند؟ آن‌هم کشوری گرفتار انواع بحران‌های سیاسی و مردمانی مبتلا به مشکلات معیشتی و اقتصادی. چرا بخشی از هزینه‌ی پیشبرد سیاست‌های بین‌المللی نظام را باید شیعیان و مردم کشور عراق بپردازند؟

آیا انتظار داریم این مانور قدرت ازجانب مخاطبانش بدون پاسخ بماند؟
هزینه‌های پاسخ احتمالی راچه کسانی پرداخت می‌کنند؟
ازین قبیل پرسش‌ها فراوان است. پرسش‌هایی که مسئولان ونخبگان مذهبی کشور آن‌قدر مقهور تحلیل وتفسیر خود از اربعین شده‌اندکه مجالی برای اندیشیدن به آنها پیدا نمی‌کنند.

به‌نظر می‌رسد جمهوری اسلامی در دام روایت ایدئولوژیکِ خود از اربعین گرفتار شده. غافل از آنکه روایت‌های دیگری هم هستند که با واقعیت نسبت‌ نزدیک‌تری دارند. این غفلتی است که می‌تواند پیامدهای سهمگینی به بار آورد. برای جوامع‌ ایرانی و عراقی و برای تشیع و آینده حیات شیعیان درمنطقه.️



@mmoeeni1
من در توییتر: Twitter
.

by via لینکستان | لینک‌های جذاب!

نظرات