درس های استقامت امیرانتظام اا ابوالحسن بنیصدر اا ️ استقامت امیرانتظام از نوع دیگر است: نه اتهام را میپذیرد که این نپذیرفتن، ایستادن بر حقوق و کرامت خویش است
درس های استقامت امیرانتظام
اا
ابوالحسن بنیصدر
اا
️ استقامت امیرانتظام از نوع دیگر است: نه اتهام را میپذیرد که این نپذیرفتن، ایستادن بر حقوق و کرامت خویش است. برغم شرائط سخت زندان، تسلیم جبار و دستیاران او نمیشود و به حبس ابد در چنان زندانی، روحیه نمیبازد. از احقاق حق خویش دست نمیکشد و مبارزه برای متحقق کردن هدف را ترک نمیگوید. تن به خواری نمیدهد و از رویارویی همه روزه با جبار طفره نمیرود. در درون و بیرون زندان رو در روی جبار میایستد. بدینخاطر، الگو/ بدیل میشود. الگوی استقامت و بدیل زیست در حقوندی.
️ این آن روش است که جبار و دژخیم را میشکند و زندان را عرصه شکست آنها میکند. راستی ایناست که هرکس در عمل کردن به حق و ایستادن بر حق، نفس خویش را مکلف بشمارد و غفلت همه دیگر انسانها را از حقوق خویش، بهانه غافل شدن از حقوق خود نکند، الگوی زندگی در استقلال و آزادی میشود. در وجدان انسانها، خانه میکند و دائم انسانها را به حق میخواند.
️ ایستادگی کنندگان، از جمله امیرانتظام، ماهیت جبار و دستیاران و جلادان و شکنجهگران آنها را، برجمهور مردم میشناسانند و در همانحال، به نوع زیستن خود، زندگی از نوع دیگری را به مردم میشناسانند.
️ کار دژخیمان در زندان تنها این نیست که شخصیت زندانی را بشکنند و او را دستیار خویش کنند، بلکه کار آنها شکستن اراده مستقل و آزاد زیستنِ همه مردمان، بویژه جوانان است. چرا که جوانان نیروی محرکه تغییرند. بدینسان، زندان میدان نبردی است که جبار و دستیاران او، خود را، در آن، مطلقا پیروز میانگارند و بر این گمانند که تسلیم شدن زندانیان، همه شهروندان را ناگزیر از تسلیم میکند. از اینرو، آنها که به استقامت میایستند، از کسانی که از درون نمیشکنند گرفته تا آنها که زیر شکنجه، شهید میشوند، زندان را به میدان شکست جبار و رﮊیمش بدل میکنند.
️ غفلت از حقوق، از مسئولیت گریختن، بیتفاوت شدن، برای مسئلههای جمعی راهحلهای فردی جستن و فعلپذیر شدن و کردن و همگانی شدن بیتفاوتی و فعلپذیری، خسهای دیگر و بس زهرآگین هستند. بدینخاطر است که استقامت کنندگان بر استقلال و آزادی، در زندانها، در درون و بیرون مرزها، الگوهای اخلاق و الگوهای زندگی اخلاقمند هستند.
️ امیر انتظام محکوم به حبس ابد بود اما در خانه خود مرد. بدینسان، ایستادگی بیخدشه او بر حق خویش، ورق را برگرداند. توضیح اینکه نه در روزها و ماههای اول، بلکه در سالهای اول، او زندانی غیر قابل دفاع بود. استقامت خود او بر حق خویش و مداومت انگشت شماری که حقوق انسان را ذاتی حیات او و مقدم بر نوع عمل او میدانند و به دفاع عام از حقوق همه زندانیان صرف نظر از طرزفکر آنها معتقدند، از حق او، سبب شد که دفاع از حق او، همگانیتر بگردد و سرانجام، رابطه تغییر کند: ایستادگان بر حق فعال شدهاند و رﮊیم فعال مایشاء؛ فعلپذیر گشته است.
️ بدینسان، وقتی اندک شمار انسانهای شجاع بر حق خود میایستند، فعال میشوند و رﮊیم را فعلپذیر میکنند، وقتی جمهور شهروندان بر حقوق خویش عارف و بدانها عمل میکنند، کجا ممکن است اثری از استبداد برجا بماند؟
️ ایستادگی بدون امید و شادی ممکن نیست. آنها که در استقلال و آزادی میزیند و رشد میکنند، امید بر امید و شادی بر شادی میافزایند. امید و شادی ذاتی حیات هر انسان است. اما وقتی انسانی شجاعت زندگی کردن را از دست میدهد، ناامیدی و غم که ذاتی مرگ هستند، جانشین شادی و امید میشوند. از اینرو است که تسلیم شدگان ناامید و غمزده میشوند، کز میکنند و در شیپور ناامیدی و غم میدمند.
️ امیر انتظام و دیگر ایستادگان بر حق رفتهاند و میروند تا بمثابه الگو/بدیل بمانند و جبار و دستیاران و دژخیمان او میروند و خواهند رفت تا نمانند مگر بمثابه، اعلان خطر: انسانها تن به اعتیاد به اطاعت از اوامر و نواهی قدرت ندهید؛ اگر تن بدهید، گرفتار جباران و دژخیمانی چون ما میشوید.
درمورد این مقاله 2 نظر داده شده، نظر شما چیست؟ @mihansitebot
http://mihan.net/1398/08/12/2271/
Mihan.net @mihansitebot
by via لینکستان | لینکهای جذاب!
اا
ابوالحسن بنیصدر
اا
️ استقامت امیرانتظام از نوع دیگر است: نه اتهام را میپذیرد که این نپذیرفتن، ایستادن بر حقوق و کرامت خویش است. برغم شرائط سخت زندان، تسلیم جبار و دستیاران او نمیشود و به حبس ابد در چنان زندانی، روحیه نمیبازد. از احقاق حق خویش دست نمیکشد و مبارزه برای متحقق کردن هدف را ترک نمیگوید. تن به خواری نمیدهد و از رویارویی همه روزه با جبار طفره نمیرود. در درون و بیرون زندان رو در روی جبار میایستد. بدینخاطر، الگو/ بدیل میشود. الگوی استقامت و بدیل زیست در حقوندی.
️ این آن روش است که جبار و دژخیم را میشکند و زندان را عرصه شکست آنها میکند. راستی ایناست که هرکس در عمل کردن به حق و ایستادن بر حق، نفس خویش را مکلف بشمارد و غفلت همه دیگر انسانها را از حقوق خویش، بهانه غافل شدن از حقوق خود نکند، الگوی زندگی در استقلال و آزادی میشود. در وجدان انسانها، خانه میکند و دائم انسانها را به حق میخواند.
️ ایستادگی کنندگان، از جمله امیرانتظام، ماهیت جبار و دستیاران و جلادان و شکنجهگران آنها را، برجمهور مردم میشناسانند و در همانحال، به نوع زیستن خود، زندگی از نوع دیگری را به مردم میشناسانند.
️ کار دژخیمان در زندان تنها این نیست که شخصیت زندانی را بشکنند و او را دستیار خویش کنند، بلکه کار آنها شکستن اراده مستقل و آزاد زیستنِ همه مردمان، بویژه جوانان است. چرا که جوانان نیروی محرکه تغییرند. بدینسان، زندان میدان نبردی است که جبار و دستیاران او، خود را، در آن، مطلقا پیروز میانگارند و بر این گمانند که تسلیم شدن زندانیان، همه شهروندان را ناگزیر از تسلیم میکند. از اینرو، آنها که به استقامت میایستند، از کسانی که از درون نمیشکنند گرفته تا آنها که زیر شکنجه، شهید میشوند، زندان را به میدان شکست جبار و رﮊیمش بدل میکنند.
️ غفلت از حقوق، از مسئولیت گریختن، بیتفاوت شدن، برای مسئلههای جمعی راهحلهای فردی جستن و فعلپذیر شدن و کردن و همگانی شدن بیتفاوتی و فعلپذیری، خسهای دیگر و بس زهرآگین هستند. بدینخاطر است که استقامت کنندگان بر استقلال و آزادی، در زندانها، در درون و بیرون مرزها، الگوهای اخلاق و الگوهای زندگی اخلاقمند هستند.
️ امیر انتظام محکوم به حبس ابد بود اما در خانه خود مرد. بدینسان، ایستادگی بیخدشه او بر حق خویش، ورق را برگرداند. توضیح اینکه نه در روزها و ماههای اول، بلکه در سالهای اول، او زندانی غیر قابل دفاع بود. استقامت خود او بر حق خویش و مداومت انگشت شماری که حقوق انسان را ذاتی حیات او و مقدم بر نوع عمل او میدانند و به دفاع عام از حقوق همه زندانیان صرف نظر از طرزفکر آنها معتقدند، از حق او، سبب شد که دفاع از حق او، همگانیتر بگردد و سرانجام، رابطه تغییر کند: ایستادگان بر حق فعال شدهاند و رﮊیم فعال مایشاء؛ فعلپذیر گشته است.
️ بدینسان، وقتی اندک شمار انسانهای شجاع بر حق خود میایستند، فعال میشوند و رﮊیم را فعلپذیر میکنند، وقتی جمهور شهروندان بر حقوق خویش عارف و بدانها عمل میکنند، کجا ممکن است اثری از استبداد برجا بماند؟
️ ایستادگی بدون امید و شادی ممکن نیست. آنها که در استقلال و آزادی میزیند و رشد میکنند، امید بر امید و شادی بر شادی میافزایند. امید و شادی ذاتی حیات هر انسان است. اما وقتی انسانی شجاعت زندگی کردن را از دست میدهد، ناامیدی و غم که ذاتی مرگ هستند، جانشین شادی و امید میشوند. از اینرو است که تسلیم شدگان ناامید و غمزده میشوند، کز میکنند و در شیپور ناامیدی و غم میدمند.
️ امیر انتظام و دیگر ایستادگان بر حق رفتهاند و میروند تا بمثابه الگو/بدیل بمانند و جبار و دستیاران و دژخیمان او میروند و خواهند رفت تا نمانند مگر بمثابه، اعلان خطر: انسانها تن به اعتیاد به اطاعت از اوامر و نواهی قدرت ندهید؛ اگر تن بدهید، گرفتار جباران و دژخیمانی چون ما میشوید.
درمورد این مقاله 2 نظر داده شده، نظر شما چیست؟ @mihansitebot
http://mihan.net/1398/08/12/2271/
Mihan.net @mihansitebot
by via لینکستان | لینکهای جذاب!
نظرات
ارسال یک نظر