شهروند حق‌مدار یا رعیت خراج‌گزار

پرویز فتاح، رییس بنیاد مستضعفان، به تازگی خاطره‌ای را نقل کرده مبنی بر اینکه روزی سردار سلیمانی به دفتر ایشان مراجعه کرده و برای تامین حقوق شبه‌نظامیان افغان که به سوریه اعزام شده‌اند کمک خواسته است. دارایی ابربنگاه های اقتصادی کشور ثروتی است که غالبا با مصادره اموال فراهم شده و قرار بوده که به عموم مردم تعلق داشته باشد، اما حالا خبردار می‌شویم که در یکی از روزهای بی‌اطلاعی ما، دو نفر با همدیگر نشسته‌اند، چای خورده‌اند و تصمیم گرفته‌اند که چه مقدار پول به حساب جنگجویان افغان واریز کنند! در عصر دولت‌های مدرن اما، مفهوم «مالیات» زاده شد که به کلی متفاوت از معنا و کارکرد خراج بود. مالیات، پولی نیست که مردم به سلطان خود ببخشند، بلکه سهمی است که برای اداره عرصه عمومی به اشتراک می‌گذارند. ودیعه‌ای نزد دولت که باید با نظارت کامل و به دلخواست شهروندان هزینه کند. تنها دولتی می‌تواند خود را نماینده یک ملت بخواند که فهرست هزینه‌های خود را با ریزترین جزییات منتشر کند و به نظارت افکار عمومی و تصویب نمایندگان مردم بسپارد. به محض آنکه این نظارت عمومی مختل شود، رابطه دولت/ملت از میان می‌رود. چنین دولتی مشروعیت آن را ندارد که به نمایندگی از ملت چیزی دریافت کند، اینجا حتی مفهوم مالیات هم بلاموضوع می‌شود و جای خود را به همان باج و خراجی می‌دهد که رعایا تقدیم سلطان غارت‌گر می‌کردند.
با ۷ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بالاچه جامعه و سیاست روز ایران

نظرات