#الفبلوغ‌پذیرش!▫️شورای‌سردبیری: حکومتهاهمیشه باچیزی درحال جنگند. طرف جنگ آنهاه...

Forwarded From جامعه نو

#الف

بلوغ‌پذیرش!

▫️شورای‌سردبیری: حکومتهاهمیشه باچیزی درحال جنگند. طرف جنگ آنهاهمیشه دریک موجودیت مادی ، مثلا یک کشور یا گروه‌سیاسی ظاهرنمیشود؛ بسیاری اوقات آن موجودیت حتی دریک پدیده ملموس اجتماعی، مثلا فقر، عیان نمیشود که حکومتها همگی مدعی جنگ با آن هستند. دشمنانی نیز وجود دارندکه حکومتهاتوان سرکوبشان راندارند، هرچندپیش رو و در مشت‌رس آنهاست. "واقعبینی اجتماعی" حاصل ازافزایش سطح آگاهی درزمره این دشمنان حکومتهاست. به زیان آنها کارمیکند، چون افسانه‌هایی را که میبافتد بیرنگ و محو میکند. واقع‌بینی اجتماعی سیلاب اذهان‌ست و ثمره تلاش حکومتهایی که اسباب قدرتشان دستمالی و شستشوی اذهان است را میشوید و میبرد. پدیده‌ای خطرناک برای حاکمان! افزایش حجم اطلاعات ودانسته‌ها درمغز انسانها دستکاری ذهن جمعی رابر ضد آنچه حکومتها معمولا القا میکنند به مخاطره می‌اندازد، جریانی مداوم است و ریزشها را پدید می‌آورد. بیهوده نبودکه وزارت آموزش وپرورش در یکسال گذشته دوبار شال‌وکلاه و هجمه کرده که مدارس را باز کند. مدارس که بسته است جریان مغزشویی فقط به کارکرد دستگاه رادیو وتلویزیون محدود میشودکه ازآن نمیتوان نوجوان طرازحکومت پدید آورد.

امروز درجامعه ما دوجریان درحال فروپاشی آجربه‌آجر قلعه حکومت و ریختن باروها و دیوارهای آن هستند: افزایش مبادله اطلاعات و آرا، که به لطف خصلت یکطرفه نبودن سیستم مبادله اینترنتی قابلیت نقد راهمراه خود دارد، و دوم، جریان سرخوردگی اجزای دستگاه اداری حکومت از پایمال شدن شعارها و مدعیات حکومت چهل ساله که مار و موش فساد و تباهی، ناراستی و قدرت‌طلبی، و بی‌عقلی و مریدپروری آنرا به چیزی شبیه پسمانده جانوران موذی تبدیل‌کرده و سبب ریزش آدمهااز پیکره آن میشود. ناکامی حکومت در اداره عقلانی جامعه اشخاصی را که وجدان به منافع نفروشند ازپیکره آن میکند. بسیاری از این افراد دردوران باورمندی به‌سلامت سیستم زیر علم آن سینه زده ، در دستگاهش حکم ناروا و قاعده آسیب‌زا جاری ساخته و گاه حتی در دستگاه سرکوب آن فرادستی کرده اند، اما هنگامی که صور وجدان انها راهشیار کرده یا سیل آگاهی غبارذهنشان را شسته ، سیستم را رها کرده و یا در جریان ترک آن هستند. جای خوشوقتی است که جامعه ما در سالهای اخیر به چنان حدی ازبلوغ رسیده که آغوشش برای پذیرش این ریزشها باز است. این هم یکی از ابعاد مثبت واقع‌بینی اجتماعی در جامعه ماست؛ گذشت و پذیرش، بدون فراموش کردن!

این مساله از آنجا اهمیت دارد که توسعه آن برای روزها و سالهای آینده نیاز حیاتی ماست . تقسیم شدگی جامعه به دوصف متنافرکه سبب‌ساز آن اعمال حکومت است(یکی منتقدخصم‌آلود حکومت است و یکی مدافع‌بی‌چون وچرا) در آینده نزدیک احتمالاحمام خون به راه میاندازد و راه اجتناب از آن پی‌جویی علت‌تنافر و مشخص کردن منابع نفرت پراکنی و نتایج آن است. نوشتن جملات تحسین نسبت به منش کسانی چون نلسون ماندلا برای این منظور کفایت نمیکند ولازم است نهضتی عملی برای جبران دوگانه سازی عمدی جامعه توسط دستگاه تبلیغات‌والقای حکومت درجامعه به جریان بیفتد. این جریان ابتدا با پذیرش این اصل که انسانها تغییر وتکامل پذیرند و میتوانند واقعبینتر شوند، گذشته خود را نقد کنند، و سبب نفرت نباشند و البته از اشخاص صاحب نام شروع میشود. امانباید به آنها ختم شود. جامعه مابه صلح درونی نیاز دارد، آنقدردرونی که میتواند درفضا و زمان محدود در یک تاکسی هم باشد. ترویج "واقعبینی اجتماعی" سلاح مبارزه باآفرینندگان نمودهای خشم و خصومت آفرینی است که‌هرروز از گوشه‌ای از حکومت صادر میشودو دره بین شهروندان طرفدار و مخالف حکومت را عمیق‌تر میکند.

در ماههای اخیر مهدی نصیری، مدیر مسئول سابق کیهان که سنگ‌بنای تندروی و پرونده سازی را پیش از حسین‌شریعتمداری در این روزنامه گذاشت با چهره وحرف‌های تازه‌ای ظاهر شده است. اگر همراهان به خاطر بیاورند سالی پیش اعترافش به پرونده سازی علیه سید محمدخاتمی را به اطلاع رساندیم. اما حالا آن آدم سابق نیست و آرای او تغییر کرده است. کسانی مواضع او را کمابیش با آرای علی‌مطهری قیاس کرده‌اند: ناقد عملکرد حکومت و موافق بازآرایی حضور دین در عرصه سیاست. امروز دیگر نه ما مچش را به خاطر پرونده‌سازی میگیریم و نه دیگران. هیچکس خود را به حساب‌کشی از اومشغول نمیکند. روزنامه نگاران واقعبینانه پذیرفته‌اند که آدمها میتوانند تغییر کنند و برای جامعه مفید باشند. این پدیده‌ای مثبت و مفیدبه حال وحدت جامعه و افزایش توان آن درنیفتادن به دام رذالت‌ حکومت است. نبایدهمیشه درگذشته ماند!

اما همانطور که پیشتراشاره شد این رویکرد نبایدبه‌اشخاص صاحب نام محدود باشد و بیش از آنها بدنه جامعه است که به گذشت از گذشته، تسامح و صلح درونی نیاز دارد. این صلح برای افزایش قدرت جامعه دربرابر حکومت حیاتی است و توسعه واقع‌بینی در جامعه بستر رشد و نتیجه بخشی آن است.

@jameeno


by via CommaFeed - blogger

نظرات