✍️آیا با خشم و نفرت میتوان گذشته را فهم کرد؟| ۲۷ بهمن ۱۳۹۹تحلیلی بر کامنتهای پست« انقلاب اسلامی برای چه بود؟»- ۲۱ بهم...
✍️آیا با خشم و نفرت میتوان گذشته را فهم کرد؟| ۲۷ بهمن ۱۳۹۹
تحلیلی بر کامنتهای پست« انقلاب اسلامی برای چه بود؟»- ۲۱ بهمن ۹۹
واکنشها به پست «انقلاب اسلامی برای چه بود؟» از جهاتی تأملبرانگیز بود. بخش قابلتوجهای از قریب به ۳۰۰۰ کامنتِ آن پست، آکنده از توهین بکسانیکه انقلاب کردند، بالأخص، روشنفکران بود. گویی جرم روشنفکران و فرهیختگان، از اقشار اجتماعی دیگر در انقلاب، بیشتر بوده. «ما یک حکومت بهروحانیت بدهکار بودیم»؛ «انقلاب از سرِ سیری و خوشی زیر دلمان زده بود»؛ «انقلاب هیچ هدفی بجز خشونت، جنگ و دشمنی نداشت»؛ «انقلاب یک خدعه و فریب بزرگ بود»؛ «انقلاب از روی ناآگاهی بود»؛ «انقلاب هیچ دستاوردی بجز هرجومرج، استبداد و دیکتاتوری نداشت»؛ «انقلاب صرفاً تلاشی بود بمنظور برویکار آوردن روحانیت»؛ از جملۀ متداولترین واکنشها بودند.
یکی از بیشترین کامنتها، همان نظریۀ معروف تئوری توطئه بود: انقلاب، تبانیِ میان آمریکا و انگلستان با رهبران انقلابی بودبمنظور سرنگونی رژیم شاه و برویکار آوردن اسلامگرایان تندرو برهبری روحانیت، تا جلوی پیشرفت و ترقی کشورکه برهبری محمدرضا پهلوی براه افتاده بودگرفته شود. من درخصوص آنهمه بغضوکینه پیرامون انقلاب، چند نکته را فکر کردم یادآور شوم.
شاید اولین و مهمترین نکته، آن باشد که آیا با بغضوکینه و نفرت، میتوان تحولات سیاسی و اجتماعی را تحلیل نمود؟ ثانیاً، داوری ما پیرامون انقلاب ۵۷، چهمیزان تحتتأثیر عملکرد نظامِ بعد از انقلاب دارد صورت میگیرد، و چهمیزان مستقل از آن است؟ آیا کسانی که انقلاب را محکوم میکنند، قضاوتشان بواسطۀ مطالعه و بررسی خودِ این پدیده است، یا تحتتأثیر عملکرد نظامِ بعد از انقلاب است که انقلاب را محکوم میکنند؟ بعبارت دیگر، اگر ما از عملکرد نظام رضایت میداشتیم، آیا باز هم انقلاب ۵۷ را محکوم میکردیم، و همچنان آنرا سناریوی غربیها میگفتیم؟
این، پرسش بسیار مهمی است؛ چراکه ۴۲سال پیش، از ۳۴میلیون جمعیت ایران، فقط یکنفر بنام محمدرضا پهلوی، انقلاب را سناریوی غربیها برای سرنگونیاش میپنداشت. اما امروز، بعد از گذشت ۴۲سال از انقلاب، کسر قابلتوجهای از ایرانیان، از جمله بسیاری از اقشار و لایههای تحصیلکردۀ ایران در داخل و خارجِ کشور، همچون شاه، معتقدند که انقلاب، کار لندن و واشنگتن بود. پرسش مهمی که مطرح میشود، آنست که آیا این باور، در نتیجۀ پژوهش و مطالعاتی که در طی این ۴۲سال صورت گرفته، ببار آمده؟ یا صرفاً از روی بغضوکینه و نارضایتی از عملکرد جمهوری اسلامی؟
در آینده انشالله در اینباب بیشتر با عزیزان سخن خواهم گفت.
https://www.instagram.com/p/CLUYkmBpfT-/?igshid=i94u5lgpf3yr
تحلیلی بر کامنتهای پست« انقلاب اسلامی برای چه بود؟»- ۲۱ بهمن ۹۹
واکنشها به پست «انقلاب اسلامی برای چه بود؟» از جهاتی تأملبرانگیز بود. بخش قابلتوجهای از قریب به ۳۰۰۰ کامنتِ آن پست، آکنده از توهین بکسانیکه انقلاب کردند، بالأخص، روشنفکران بود. گویی جرم روشنفکران و فرهیختگان، از اقشار اجتماعی دیگر در انقلاب، بیشتر بوده. «ما یک حکومت بهروحانیت بدهکار بودیم»؛ «انقلاب از سرِ سیری و خوشی زیر دلمان زده بود»؛ «انقلاب هیچ هدفی بجز خشونت، جنگ و دشمنی نداشت»؛ «انقلاب یک خدعه و فریب بزرگ بود»؛ «انقلاب از روی ناآگاهی بود»؛ «انقلاب هیچ دستاوردی بجز هرجومرج، استبداد و دیکتاتوری نداشت»؛ «انقلاب صرفاً تلاشی بود بمنظور برویکار آوردن روحانیت»؛ از جملۀ متداولترین واکنشها بودند.
یکی از بیشترین کامنتها، همان نظریۀ معروف تئوری توطئه بود: انقلاب، تبانیِ میان آمریکا و انگلستان با رهبران انقلابی بودبمنظور سرنگونی رژیم شاه و برویکار آوردن اسلامگرایان تندرو برهبری روحانیت، تا جلوی پیشرفت و ترقی کشورکه برهبری محمدرضا پهلوی براه افتاده بودگرفته شود. من درخصوص آنهمه بغضوکینه پیرامون انقلاب، چند نکته را فکر کردم یادآور شوم.
شاید اولین و مهمترین نکته، آن باشد که آیا با بغضوکینه و نفرت، میتوان تحولات سیاسی و اجتماعی را تحلیل نمود؟ ثانیاً، داوری ما پیرامون انقلاب ۵۷، چهمیزان تحتتأثیر عملکرد نظامِ بعد از انقلاب دارد صورت میگیرد، و چهمیزان مستقل از آن است؟ آیا کسانی که انقلاب را محکوم میکنند، قضاوتشان بواسطۀ مطالعه و بررسی خودِ این پدیده است، یا تحتتأثیر عملکرد نظامِ بعد از انقلاب است که انقلاب را محکوم میکنند؟ بعبارت دیگر، اگر ما از عملکرد نظام رضایت میداشتیم، آیا باز هم انقلاب ۵۷ را محکوم میکردیم، و همچنان آنرا سناریوی غربیها میگفتیم؟
این، پرسش بسیار مهمی است؛ چراکه ۴۲سال پیش، از ۳۴میلیون جمعیت ایران، فقط یکنفر بنام محمدرضا پهلوی، انقلاب را سناریوی غربیها برای سرنگونیاش میپنداشت. اما امروز، بعد از گذشت ۴۲سال از انقلاب، کسر قابلتوجهای از ایرانیان، از جمله بسیاری از اقشار و لایههای تحصیلکردۀ ایران در داخل و خارجِ کشور، همچون شاه، معتقدند که انقلاب، کار لندن و واشنگتن بود. پرسش مهمی که مطرح میشود، آنست که آیا این باور، در نتیجۀ پژوهش و مطالعاتی که در طی این ۴۲سال صورت گرفته، ببار آمده؟ یا صرفاً از روی بغضوکینه و نارضایتی از عملکرد جمهوری اسلامی؟
در آینده انشالله در اینباب بیشتر با عزیزان سخن خواهم گفت.
https://www.instagram.com/p/CLUYkmBpfT-/?igshid=i94u5lgpf3yr
Instagram
by @link2web via CommaFeed - blogger
نظرات
ارسال یک نظر