یک ماه از این جنگ میگذرد، آمریکا و اسرائیل در اجرای عملیات موفق بودهاند اما در تحقق اهداف استراتژی نظامی خود ناموفق بودهاند. جمهوری اسلامی تاکنون هیچ یک از شروط آمریکا را نپذیرفته است. این یعنی شکست استراتژی در عین موفقیت عملیات نظامی.
جنگ ادامه خواهد یافت. اسرائیل تهدید کرده که به دلیل حملات ایران به غیرنظامیان اسرائیلی و استقرار تجهیزات نظامی اضافی ایالات متحده در منطقه، حملات خود را تشدید و گسترش خواهد داد. اگرچه به تعویق انداختن مهلت بازگشایی تنگه هرمز توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، تا 6 آوریل، فضایی برای کاهش تنش فراهم میکند، اما شکافهای عمده بین خواستههای ایالات متحده و ایران، بیاعتمادی متقابل و رد طرح 15 مادهای ترامپ توسط ایران، دستیابی به یک پیشرفت دیپلماتیک را بعید میسازد.
در عین حال، تجهیزات اضافی ایالات متحده که به خاورمیانه اعزام شدهاند، از جمله ناو جنگی یو اس اس باکسر، به سمت منطقه حرکت خواهند کرد و انتظار میرود ایالات متحده امروز یا فردا، در مورد استقرار حداکثر 10000 سرباز در منطقه دیگر تصمیم بگیرد. در همین حال، اسرائیل ممکن است حملات خود به ایران را تشدید کند و بسته به اهداف اسرائیل، خطر گسترش انتقام ایران در سراسر منطقه را به جان بخرد.
در مورد حوثیها
حوثیهای یمن روز 28 مارس اعلام کردند که شبانه موشکهای بالستیک به سمت اسرائیل شلیک کردهاند. نیروهای دفاعی اسرائیل اعلام کردند که یک موشک بالستیک را که از یمن به سمت جنوب این کشور در حرکت بود، شبانه رهگیری کردهاند.
این حمله نشان میدهد که جنگ با ایران اکنون با ورود حوثیها به این درگیری به جبهه دیگری گسترش یافته است. این گروه علاوه بر حملات به اسرائیل، احتمالاً تا زمانی که جنگ ادامه یابد و تشدید شود، عملیات خود را به تدریج تشدید خواهد کرد، به ویژه که توقف فعالیت نظامی خود را به آتشبس منطقهای گستردهتر گره زده و پیش از این تهدید کرده که کشتیهای مرتبط با اسرائیل را در دریای سرخ هدف قرار خواهد داد.
اگر درگیری همچنان گسترش یابد، خطر حملات حوثیها به زیرساختهای انرژی خلیج فارس، به ویژه علیه خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی و بندر ینبع که برای جبران اختلالات ناشی از حملات ایران در داخل و اطراف خلیج فارس استفاده میشوند، افزایش خواهد یافت.
چنین تحولاتی تجارت دریایی و جریان انرژی در سراسر منطقه و فراتر از آن را بیشتر از قبل مختل میکند، ضمن اینکه فشار بر اسرائیل را نیز افزایش میدهد، چراکه در حال حاضر اسرائیل با محدودیتهایی در قابلیتهای پیشرفته رهگیری موشک خود مواجه است.
اینکه چرا حوثیها یک ماه از جنگ گذشته به این درگیری ورود کردند احتمالا به دلیل هماهنگی با ایران، اجتناب از ورود زودهنگام و در نتیجه فرسوده شدن توانشان و احساس تهدید قریبالوقوع در خصوص احتمال بروز تنش بسیار شدید در تنگه هرمز و سواحل جنوبی ایران بودهاست.
سوال1
آیا هدف واقعی دولت ترامپ در جنگ ایران محدود کردن توانایی چین در آینده برای تهدید ایالات متحده با کنترل جریان انرژی/نفت به چین نیست؟ آیا این بهتر از سایر نظریهها ثابت نمیکند که چرا ایالات متحده دولت ونزوئلا و اکنون ایران را سرنگون کرد؟ پس اگر روسیه را به ایالات متحده نزدیکتر کند، ایالات متحده نفت و گازی را که چین برای واردات نیاز دارد، کنترل میکند؟
ارائه استدلالهای محکم برای این نظریه دشوار است. این درست است که جنگ به دلیل کاهش در دسترس بودن نفت، قیمت نفت را افزایش میدهد، اما در عین حال قیمت نفت را برای همه کشورها، از جمله ایالات متحده نیز افزایش میدهد. بنابراین ایالات متحده نیز متضرر میشود.
البته این امر تاثیر بیشتری بر کشورهای فقیر خواهد گذاشت چراکه این کشورها به دلیل فقر باید میزان نفت مورد استفاده خود را به طور اساسی کاهش دهند. اما چین به هیچ وجه فقیر نیست، بلکه دومین اقتصاد بزرگ جهان است و میتواند نفت و انرژی مورد نیاز خود را حتی با قیمتهای بالا خریداری کند.
درست است که درآمد سرانه چین بسیار پایینتر از کل تولید ناخالص داخلیاش است، اما چین یک دولت قدرتمند و تا حدی سرکوبگر است. این بدان معناست که چینیها در موقعیتی هستند که میتوانند بار اقتصادی بیشتری را بر افراد جامعه تحمیل کنند و در عین حال منابع مورد نیاز برای اقتصاد و امنیتی ملی را حفظ کنند.
به این نکته هم باید توجه داشت که در آمریکا انتخابات میاندورهای در پیش است و نارضایتی در ایالات متحده از هزینههای بالای زندگی و احتمال جنگ طولانی در ایران، به طور بالقوه قدرت ترامپ را تهدید میکند. بنابراین بعید است که ترامپ تنها برای فشار بر چین چنین هزینه بالایی برای خود تراشیده باشد.👇
By: via لینکستان | لینکهای جذاب
جنگ ادامه خواهد یافت. اسرائیل تهدید کرده که به دلیل حملات ایران به غیرنظامیان اسرائیلی و استقرار تجهیزات نظامی اضافی ایالات متحده در منطقه، حملات خود را تشدید و گسترش خواهد داد. اگرچه به تعویق انداختن مهلت بازگشایی تنگه هرمز توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، تا 6 آوریل، فضایی برای کاهش تنش فراهم میکند، اما شکافهای عمده بین خواستههای ایالات متحده و ایران، بیاعتمادی متقابل و رد طرح 15 مادهای ترامپ توسط ایران، دستیابی به یک پیشرفت دیپلماتیک را بعید میسازد.
در عین حال، تجهیزات اضافی ایالات متحده که به خاورمیانه اعزام شدهاند، از جمله ناو جنگی یو اس اس باکسر، به سمت منطقه حرکت خواهند کرد و انتظار میرود ایالات متحده امروز یا فردا، در مورد استقرار حداکثر 10000 سرباز در منطقه دیگر تصمیم بگیرد. در همین حال، اسرائیل ممکن است حملات خود به ایران را تشدید کند و بسته به اهداف اسرائیل، خطر گسترش انتقام ایران در سراسر منطقه را به جان بخرد.
در مورد حوثیها
حوثیهای یمن روز 28 مارس اعلام کردند که شبانه موشکهای بالستیک به سمت اسرائیل شلیک کردهاند. نیروهای دفاعی اسرائیل اعلام کردند که یک موشک بالستیک را که از یمن به سمت جنوب این کشور در حرکت بود، شبانه رهگیری کردهاند.
این حمله نشان میدهد که جنگ با ایران اکنون با ورود حوثیها به این درگیری به جبهه دیگری گسترش یافته است. این گروه علاوه بر حملات به اسرائیل، احتمالاً تا زمانی که جنگ ادامه یابد و تشدید شود، عملیات خود را به تدریج تشدید خواهد کرد، به ویژه که توقف فعالیت نظامی خود را به آتشبس منطقهای گستردهتر گره زده و پیش از این تهدید کرده که کشتیهای مرتبط با اسرائیل را در دریای سرخ هدف قرار خواهد داد.
اگر درگیری همچنان گسترش یابد، خطر حملات حوثیها به زیرساختهای انرژی خلیج فارس، به ویژه علیه خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی و بندر ینبع که برای جبران اختلالات ناشی از حملات ایران در داخل و اطراف خلیج فارس استفاده میشوند، افزایش خواهد یافت.
چنین تحولاتی تجارت دریایی و جریان انرژی در سراسر منطقه و فراتر از آن را بیشتر از قبل مختل میکند، ضمن اینکه فشار بر اسرائیل را نیز افزایش میدهد، چراکه در حال حاضر اسرائیل با محدودیتهایی در قابلیتهای پیشرفته رهگیری موشک خود مواجه است.
اینکه چرا حوثیها یک ماه از جنگ گذشته به این درگیری ورود کردند احتمالا به دلیل هماهنگی با ایران، اجتناب از ورود زودهنگام و در نتیجه فرسوده شدن توانشان و احساس تهدید قریبالوقوع در خصوص احتمال بروز تنش بسیار شدید در تنگه هرمز و سواحل جنوبی ایران بودهاست.
سوال1
آیا هدف واقعی دولت ترامپ در جنگ ایران محدود کردن توانایی چین در آینده برای تهدید ایالات متحده با کنترل جریان انرژی/نفت به چین نیست؟ آیا این بهتر از سایر نظریهها ثابت نمیکند که چرا ایالات متحده دولت ونزوئلا و اکنون ایران را سرنگون کرد؟ پس اگر روسیه را به ایالات متحده نزدیکتر کند، ایالات متحده نفت و گازی را که چین برای واردات نیاز دارد، کنترل میکند؟
ارائه استدلالهای محکم برای این نظریه دشوار است. این درست است که جنگ به دلیل کاهش در دسترس بودن نفت، قیمت نفت را افزایش میدهد، اما در عین حال قیمت نفت را برای همه کشورها، از جمله ایالات متحده نیز افزایش میدهد. بنابراین ایالات متحده نیز متضرر میشود.
البته این امر تاثیر بیشتری بر کشورهای فقیر خواهد گذاشت چراکه این کشورها به دلیل فقر باید میزان نفت مورد استفاده خود را به طور اساسی کاهش دهند. اما چین به هیچ وجه فقیر نیست، بلکه دومین اقتصاد بزرگ جهان است و میتواند نفت و انرژی مورد نیاز خود را حتی با قیمتهای بالا خریداری کند.
درست است که درآمد سرانه چین بسیار پایینتر از کل تولید ناخالص داخلیاش است، اما چین یک دولت قدرتمند و تا حدی سرکوبگر است. این بدان معناست که چینیها در موقعیتی هستند که میتوانند بار اقتصادی بیشتری را بر افراد جامعه تحمیل کنند و در عین حال منابع مورد نیاز برای اقتصاد و امنیتی ملی را حفظ کنند.
به این نکته هم باید توجه داشت که در آمریکا انتخابات میاندورهای در پیش است و نارضایتی در ایالات متحده از هزینههای بالای زندگی و احتمال جنگ طولانی در ایران، به طور بالقوه قدرت ترامپ را تهدید میکند. بنابراین بعید است که ترامپ تنها برای فشار بر چین چنین هزینه بالایی برای خود تراشیده باشد.👇
By: via لینکستان | لینکهای جذاب
نظرات
ارسال یک نظر