نقش علمای شیعه در عهدنامه ننگین ترکمانچای — ویرگول

برخلاف آنچه بین عامه مردم در خصوص بیکفایتی فتحعلی شاه قاجار شهرت پیدا کرده، بر اساس شواهد تاریخی علمای شیعه در تبدیل یک مناقشه مرزی به جنگی پرریسک و خسارت‌بار، و در کشاندن حکومت قاجار به سوی جنگ، مسئولیتی تاریخی دارند.

مقدمه

در سال ۲۰۲۶، در میانه جنگ آمریکا با ایران، بار دیگر در بخشی از فضای سیاسی و مذهبی ایران این پافشاری دیده می‌شود که جنگ با آمریکا باید به هر قیمتی ادامه پیدا کند و عقب‌نشینی در برابر آمریکا بمعنای ترس، خیانت، بی‌غیرتی، پشت کردن به خون شهدا و… خواهد بود. گفتمانی که در آن ادامه مقاومت نظامی هنوز برای بخشی از نیروهای مذهبی و ارزشی یک گزینه مطلوب یا دست‌کم اجتناب‌ناپذیر تلقی می‌شود. اما این نخستین بار نیست که در تاریخ ایران، یک جنگ خارجی با مذهب، آرمان و غیرت ملی درهم می‌آمیزد:

جنگ‌های ایران و روسیه

نزدیک به دویست سال پیش، در آغاز قرن نوزدهم، ایران قاجاری دو بار با روسیه تزاری وارد جنگ شد. جنگ نخست به عهدنامه گلستان در سال ۱۸۱۳ انجامید؛ جنگ دوم به ترکمانچای در سال ۱۸۲۸. نتیجه هر دو جنگ، از دست رفتن بخش‌های بزرگی از سرزمین‌های ایران در قفقاز بود؛ و دست‌کم در جنگ دوم ایران و روس، نقش علمای شیعه در آنچه سرانجام رقم خورد، قابل چشم‌پوشی نیست.

جنگ نخست: گلستان؛ وقتی حکومت به سراغ علما رفت

روسیه در سال ۱۸۰۰-۱۸۰۱ گرجستان شرقی را به امپراتوری خود ملحق کرد و سپس پیشروی خود را به خان‌نشین‌های قفقاز ادامه داد. در ژانویه ۱۸۰۴ ژنرال تسیسیانوف گنجه را تصرف کرد و حاکم آن، جوادخان قاجار، کشته شد و شمار زیادی از ساکنان نیز قتل‌عام شدند. فتحعلی‌شاه و عباس‌میرزا این پیشروی را تهدید مستقیم به اقتدار قاجار و موقعیت ایران در قفقاز تلقی کردند و وارد جنگ شدند.

در ادامه، میرزا بزرگ قائم‌مقام، وزیر عباس‌میرزا، برای کسب مشروعیت شرعی، فرستادگانی به اصفهان و عتبات فرستاد تا از علما استفتا کنند که آیا این جنگ مصداق جهاد است یا نه. شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، آقا سیدعلی اصفهانی، ملا احمد نراقی و دیگران فتوای جهاد صادر کردند و مجموعه این احکام در “رساله جهادیه” گردآوری شد. آنها جنگ را در قالب دفاع از سرزمین اسلامی و دفاع از مسلمانان قفقاز تفسیر کردند؛ برای حکومت مشروعیت دینی ایجاد کردند؛ و امکان بسیج مذهبی مردم را افزایش دادند.

از لحاظ نظامی اما نتیجه فاجعه‌بار بود: روسیه به‌دلیل برتری توپخانه و سازمان نظامی، و ایران به‌دلیل ضعف پرداخت و نگهداری نیروها و ضعف ساختاری ارتش، شکست خورد و بخش بزرگی از متصرفات قاجاری در قفقاز را به روسیه تسلیم شد.

بر اساس عهدنامه گلستان، روسیه مالکیت بخش عمده سرزمین‌های قفقاز در شمال رود ارس، از جمله داغستان، گرجستان شرقی، خان‌نشین‌های گنجه، قره‌باغ، شکی، شیروان، باکو و قوبا و نیز بخشی از خانات تالش را به دست آورد؛ ایروان و نخجوان در آن زمان هنوز به ایران تعلق داشتند و واگذاری آنها در ترکمانچای اتفاق افتاد.

جنگ دوم: ترکمانچای؛ وقتی علمای شیعه فعالانه وارد کارزار شدند

بعد از عهدنامه گلستان، مسئله به طور کامل حل نشد. از آنجا که مرز دقیقا مشخص نشده بود، ایرانیان و روس‌ها بر سر مناطقی مانند گوکچه (Gokcha) اختلاف داشتند و در فاصله ۱۸۱۳ تا ۱۸۲۶ فضای روابط ایران و روسیه بسیار متشنج باقی ماند. در ایران بخش مهمی از جامعه و نخبگان، گلستان را یک صلح ناعادلانه و موقت می‌دانستند و امید به بازپس‌گیری سرزمین‌های قفقاز وجود داشت. تجربه پیروزی ایران بر عثمانی در جنگ ۱۸۲۱-۱۸۲۳ نیز اعتمادبه‌نفس زیادی ایجاد کرده بود. عباس‌میرزا نیز از همان ابتدا با وضعیت ایجادشده در گلستان موافق نبود و در سال‌های بعد به تقویت ارتش و حفظ آمادگی نظامی پرداخت. البته درباره اینکه او شخصا از ابتدا خواهان جنگ دوم بود یا بیشتر می‌کوشید میان جنگ و صلح تعادل برقرار کند، در تاریخ‌نگاری اختلاف وجود دارد.

فتحعلی‌شاه در سال‌های پس از جنگ نخست و پیش از جنگ دوم ایران و روس عموما می‌کوشید از درگیری تازه با روسیه اجتناب کند. دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد او سرانجام “برخلاف قضاوت بهتر خود” در برابر جناح طرفدار جنگ تسلیم شد. در این جناح الله‌یارخان آصف‌الدوله قرار داشت و عباس‌میرزا نیز از آن پشتیبانی می‌کرد. در عین حال، شور مذهبی ایجادشده توسط علما در پشتیبانی از جنگ، مقاومت شاه را بسیار دشوار کرده بود. فضای مذهبی به نقطه‌ای رسیده بود که مخالفت با جهاد می‌توانست به عنوان مخالفت با دین خدا تلقی شود بطوریکه وقتی میرزا عبدالوهاب معتمدالدوله و میرزا ابوالحسن‌خان شیرازی در برابر درخواست جهاد مقاومت کردند، فتوایی صادر شد که مخالفت با جهاد را نشانه کفر تلقی می‌کرد سپس گروهی از علما با کفن به اردوی شاه رفتند تا آمادگی خود برای جهاد و شهادت را نشان دهند و سرانجام شاه تسلیم شد.

حمید الگر (Hamid Algar) پژوهشگر برجسته بریتانیایی-آمریکایی، پس از بررسی منابع، از کتاب جوزف ولف (Joseph Wolff) عبارتی را نقل می‌کند که فتحعلی‌شاه به جان مک‌نیل گفته بود:

“من جنگ با روسیه را نمی‌خواستم؛ ملاها مرا وارد آن کردند.” | فتحعلی شاه قاجار

از فتوای جهاد تا ترکمانچای؛ چه نتیجه‌ای حاصل شد؟

جنگ دوم ایران و روس، بین سال‌های ۱۸۲۶-۱۸۲۸ رخ داد. جنگ در ژوئیه ۱۸۲۶ آغاز شد و ایرانیان در ابتدا موفقیت‌هایی به دست آوردند و حتی برخی شهرها و مناطق را از روسیه پس گرفتند. اما این موفقیت دوام نداشت. تا پاییز، پیشروی ایران متوقف شد و با رسیدن نیروهای روسی تحت فرمان پاسکویچ، ورق برگشت. در سال ۱۸۲۷ روس‌ها حمله گسترده‌تری را آغاز کردند و ایروان و نخجوان را تصرف کردند و سپس تبریز پایتخت ولیعهد و مرکز اصلی عملیات جنگی ایران سقوط کرد. از این نقطه به بعد، ایران دیگر در حال جنگ برای بازپس‌گیری سرزمین‌ها نبود؛ در حال جنگ برای متوقف کردن پیشروی روسیه بود. سرانجام روس‌ها تا حدی پیش آمدند که ایران ناچار شد شرایط آنها را بپذیرد و نتیجه آن عهدنامه ترکمانچای در ۲۲ فوریه ۱۸۲۸ بود.

این بار ایران علاوه بر سرزمین‌هایی که در گلستان از دست داده بود، خان‌نشین‌های ایروان و نخجوان و اردوباد را نیز واگذار کرد. ایران همچنین مجبور به پرداخت غرامتی سنگین (۱۰ میلیون تومان) به روسیه شد و امتیازات سیاسی و تجاری مهمی به روس‌ها اعطا کرد.

به این ترتیب، دو جنگ پشت سر هم، بخش عمده‌ای از قفقاز را از حاکمیت ایران خارج کرد.

چه درسی برای ایران امروز دارد؟

علمای شیعه یگانه علت و نیروی جنگ دوم ایران و روس و تنها عامل تحمیل عهدنامه ترکمانچای نبودند؛ اما آنها در تبدیل یک مناقشه مرزی به جنگی پرریسک و خسارتبار، و در کشاندن حکومتی مردد به سوی جنگ، مسئولیتی تاریخی داشتند.

اهمیت این واقعه تاریخی برای امروز در این نیست که بخواهیم رویدادهای دو قرن پیش را عینا با سیاست امروز یکی بدانیم. شرایط ایران قاجاری با جمهوری اسلامی قرن بیست‌ویکم قابل مقایسه مستقیم نیست. اما یک الگوی مشترک مهم وجود دارد:

وقتی یک تصمیم نظامی با یک وظیفه مقدس، یک جهاد ایدئولوژیک یا یک آزمون دینی پیوند می‌خورد، هزینه عقب‌نشینی حتی اگر عاقلانه و مطابق منافع کشور باشد به‌شدت افزایش پیدا می‌کند. دولت ممکن است در ابتدا نسبت به آغاز یا ادامه جنگ مردد باشد، اما اگر جنگ به موضوع حیثیت، ایمان، غیرت یا تکلیف شرعی تبدیل شود، عقب‌نشینی دیگر فقط یک تصمیم سیاسی بر پایه حساب‌کتاب‌های عقلانی نخواهد بود بلکه ممکن است “خیانت”، “ضعف” یا حتی “مخالفت با دین خدا” تلقی شود.

درس مهم برای ایرانیانِ سال ۲۰۲۶ این است که هیچ کشوری نباید تصمیم درباره جنگ و صلح را از محاسبه قدرت، توان نظامی، اقتصاد، دیپلماسی و احتمال پیروزی جدا کند و آن را صرفا به عرصه ایمان، حیثیت و احساسات بسپارد.

سایر مطالب:

یک انجمن؛ معمار حافظه جمعی ایرانیان میرزا حسن رشدیه و کربلایی کاظم ساروقی تولد آزادی (تاریخچه برج آزادی تهران — بخش یکم) چرا آخوند خراسانی مخالف تشکیل حکومت اسلامی بود؟ یک پیشنهاد برای تنظیم روابط با کشور بی‌چشم و روی لبنان بزرگترین نسل‌کشی تاریخ معاصر دنیا (معرفی کتاب قحطی بزرگ) نمایش کمدی فتحعلی شاه پیش از تسلیم در برابر روسیه چرا دارایی‌های کشور را تنها به “خاک” تقلیل می‌دهید؟ آمریکا در آشپزخانه به جنگ شوروی رفت! من خطا کردم، معذرت می‌خواهم عجیب‌ترین شرط ایران برای صلح روسیه‌پرستی و پروژه نفوذ

Originally published at https://virgool.io on October 4, 2026.



source https://medium.com/@golstar/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%87%D8%AF%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%86%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-903961c13058?source=rss-8c767f30b98d------2

نظرات