از مهر ۱۳۹۹ تا مهر ۱۴۰۵: نگاهی به مسیر ایران و نروژ بعد از گذشت فقط ۶ سال

شش سال پیش، در اوایل مهر ۱۳۹۹، مطلبی در ویرگول منتشر کردم درباره سرگذشت یک عراقی که نروژ را از بلای نفت نجات داد. در آنجا به صندوق نفت نروژ اشاره کردم که کارکردی مشابه صندوق ذخیره ارزی یا صندوق توسعه ملی ایران دارد، و لینک وبسایت آن را گذاشتم که موجودی صندوق را بهصورت آنلاین نشان میداد. آن زمان موجودی صندوق حدود ۱۰ تریلیون و ۶۲۶ میلیارد کرون بود؛ رقمی که برابر میشد با بیش از یک تریلیون دلار آمریکا.
سرگذشت یک عراقی که نروژ را از بلای نفت نجات داد | ۱
دیروز در گفتوگو با چند همکار جوان، صحبت به جنگ، توان مالی ایران و ذخایر ارزی کشورهای حاشیه خلیج فارس کشید و دوباره همان صندوق به ذهنم آمد. سایت را باز کردم و پرسیدم به نظرتان این چیست. ایدهای نداشتند. وقتی موضوع را برایشان توضیح دادم، باورشان نمیشد. موجودی صندوق امروز، مهر ۱۴۰۵، به حدود ۲۱ تریلیون و ۸۶۲ میلیارد کرون رسیده است که معادل تقریباً دو ممیز سه تریلیون دلار میشود. به عبارت دیگر، در عرض شش سال موجودی صندوق بیش از دو برابر شده و از حدود هزار میلیارد دلار به بیش از دو هزار و سیصد میلیارد دلار رسیده است.
در همین دوره، اقتصاد نروژ هم مجموعاً حدود ۲۵ درصد رشد کرده و از حدود ۴۲۴ میلیارد دلار به حدود ۵۳۰ میلیارد دلار رسیده است. این رشد در حالی رخ داده که نروژ بخش عمده درآمدهای نفتی خود را وارد اقتصاد داخلی نکرده، بلکه آنها را در بازارهای جهانی سرمایهگذاری کرده و فقط سهمی از بازده واقعی صندوق را طبق قاعده مالی وارد بودجه کرده است. نتیجه این است که دارایی مالی بیننسلی کشور در حال بزرگ شدن است و بخش قابل توجهی از ارزش امروز صندوق نه از خودِ نفت، بلکه از بازده سرمایهگذاریها آمده است.
شفافیت در حکومت پادشاهی نروژ
نکتهی شاید جالبتر از خودِ عدد، شفافیت دولت پادشاهی نروژ است. موجودی لحظهای صندوق، ترکیب داراییها، نسبت سهم سهام و اوراق قرضه و املاک، فهرست کشورها و شرکتهایی که در آنها سرمایهگذاری شده، بازده دورهای و حتی هزینههای مدیریت، همه بهصورت عمومی و آنلاین در دسترس هر کسی حتی منِ ایرانی است. هیچ نیازی به گزارشهای رسمی پراکنده، مصاحبه مدیران یا برآوردهای پرت و پلا و متناقض غیررسمی نیست؛ هر شهروند نروژی یا هر ناظر خارجی میتواند در هر لحظه ببیند این ثروت بیننسلی دقیقا کجا و چگونه سرمایهگذاری شده است. همین شفافیت است که امکان نظارت مستمر عمومی و سیاسی را فراهم میکند و باعث میشود قاعده مالی — که دولت را از دست بردن به اصل سرمایه بازمیدارد — صرفا روی کاغذ نماند.
سؤال اینجاست که ما در این شش سال چه کردیم؟
ایران کجا بود و به کجا رسید؟
موجودی واقعی و قابل اتکای صندوق توسعه ملی یا آنچه از حساب ذخیره ارزی باقی مانده، چقدر است؟
وقتی کشورهای دیگر با انضباط مالی و سرمایهگذاریهای بلندمدت شکاف را بزرگتر میکنند، آیا هنوز ایران فرصتی برای بستن این فاصله باقی است؟
سایر مطالب:
نقش علمای شیعه در عهدنامه ننگین ترکمانچای وزارت نفت باید اسناد کرسنت را منتشر کند سنگاپور آفریقا و درسهای آن برای ایران حجاب در عصر پیامبر چگونه بود؟ آینده پرتنش جمهوری اسلامی (۱) سهم ایرانیان فقط حسرت است مقایسه فقر در ایران و آمریکا نظریهای در دفاع از فهم مردم آیا سقوط لیبی تقصیر آمریکا بود؟ سیل دارد همه چیز را میبرد، دانشگاه را هم. آیا تجاوز جنسی در سوئد از خاورمیانه رایجتر است؟ چرا داراییهای کشور را تنها به “خاک” تقلیل میدهید؟
Originally published at https://virgool.io on October 18, 2026.
source https://medium.com/@golstar/%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%82%D8%B7-%DB%B6-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-c3caa3ee9c2f?source=rss-8c767f30b98d------2
نظرات
ارسال یک نظر