پستها
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
اگر از اشغال سفارت درس گرفته بودیم، به کنسولگری خودمان حمله نمیشد #A223 آرمان امیری @ArmanParian : گفتگوی اخیر عباس عبدی با شبکه بی
اگر از اشغال سفارت درس گرفته بودیم، به کنسولگری خودمان حمله نمیشد #A223 آرمان امیری @ArmanParian : گفتگوی اخیر عباس عبدی با شبکه بی
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
آغاز ثبت نام در طرح ملی مسکن ️ ثبت نام طرح ملی مسکن از امروز در استان های سیستان و بلوچستان، قم، خراسان شمالی و خراسان جنوبی آغاز شد
آغاز ثبت نام در طرح ملی مسکن ️ ثبت نام طرح ملی مسکن از امروز در استان های سیستان و بلوچستان، قم، خراسان شمالی و خراسان جنوبی آغاز شد
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
توبیخ پزشک برای توصیف بیماری امیر هاشمی مقدم پزشکی را در نظر بگیرید که بیماری یک فرد را به او گوشزد کرده و از وی خواسته برای تندرستی، خودش را درمان کند
توبیخ پزشک برای توصیف بیماری امیر هاشمی مقدم پزشکی را در نظر بگیرید که بیماری یک فرد را به او گوشزد کرده و از وی خواسته برای تندرستی، خودش را درمان کند
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
راهنمای ساخت یک رزومه بینظیر برای برنامهنویسها و مهندسهای نرمافزار - Quera | جامعه برنامهنویسان ایران
راهنمای ساخت یک رزومه بینظیر برای برنامهنویسها و مهندسهای نرمافزار - Quera | جامعه برنامهنویسان ایران
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
. ???? راهپیمایی 13 آبان در زنجان به گواه چشمها "بیرونق" بود، همان رونقی هم که بود به مدد تعطیل کردن کلاسهای درس برخی مدارس بود (گزارش تصویری: ایرنا | ایسنا | موجرسا) ولی نماینده ولیفقیه و استان
. ???? راهپیمایی 13 آبان در زنجان به گواه چشمها "بیرونق" بود، همان رونقی هم که بود به مدد تعطیل کردن کلاسهای درس برخی مدارس بود (گزارش تصویری: ایرنا | ایسنا | موجرسا) ولی نماینده ولیفقیه و استان
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
. علیه "تبلیغ علیه خودمان" | 13 آبان 1) کورت والدهایم، دبیر کل سازمان ملل متحد در چهاردهه قبل، در خاطرات خود به سفر نخستوزیر وقت ایران (محمدعلی رجایی) به نیویورک اشاره کرده است؛ سه هفته بعد از شروع جنگ و قریب یک سال بعد از اشغال سفارت آمریکا در تهران و گروگانگیری. دبیر کل وقت سازمان ملل در خاطرات خود نوشته است: «رجایی نمیتوانست درک کند چرا نسبت به ایرانیها که چنین آشکارا قربانی تهاجمی خارجی شده بودند، در نیویورک تا بدینحد، کم همدردی میشود. با تلخکامی از بیعدالتی در سازمان ملل متحد شکایت کرد. در مدت دو روز اقامت او در نیویورک درگفتوگویی طولانی با او کوشیدم برایش روشن کنم که نمیتواند انتظار کمکی در زمینه شکایت خود داشته باشد تا زمانی که ایران به رغم محکوم دانستن گروگانگیری از طرف جهانیان، همچنان گروگانها را در زندان نگهداشته است. او نظایر این سخنان را از باقی مقامات هم شنید.» 2) حمل زباله با پرچم آمریکا پس از اشغال سفارت (آبان 58)، ابتکار «علی کیوانآرا» بود؛ گوگل فقط یک «علی کیوانآرا» را به دست میدهد که مدتی مدیرعامل شرکت تهیه کالای نفت تهران بوده. او در شماره 30 مجله "اندیشهپویا" در یادداشتی در این باره نوشت: «شاید درست بود که این کار انجام نمیشد.» 3) حساسیت روی امنیت اماکن دیپلماتیک و پرچم ملی در همه جای دنیا بالاست. اشغال سفارت آمریکا به گواه بسیاری، سرمایه اجتماعی بزرگی برای صدام فراهم کرد تا به مرز و خاک ایران ِ انقلابی تجاوز کند و بتواند افکار عمومی و مراکز قدرت را علیه جمهوری اسلامی ایران متحد سازد. فیلم نبود ولی مثل همه ماجرا و فیلمهای گروگانگیری، گروگان گرفتند تا به خواستهشان (تحویل شاه به ایران) برسند؛ نرسیدند ولی جهانی را علیه کشور و ملتی متحد کردند. 4) توجیه اشغال سفارت و گروگانگیری به اعتبار شور و هیجان انقلابی (صرفا در چهار دهه قبل) یک چیز است، تداوم تکریم و تقدیس این اقدام، چیزی دیگر. ادامه بزرگداشت 13 آبان 58 در خوشبینانهترین حالت، میتواند ناشی از رودروایسی و تعارفات در مواجهه با ژستهای صدر انقلاب باشد و در بدبینانهترین حالت، لجبازی و سندی بر منتفع شدن از تداوم تخطئه انقلاب و نظام در فراسوی مرزها. سوال این است: هزینه این رودروایسی (در سوی خوشبینانه) یا لجبازی (در سوی بدبینانه) از کدام محل پرداخت میشود؟ 5) اگر اصل مسئله، نزاع با آمریکاست قطعاً یکی از خطاهای جریان صاحب این مسئله، ترجیح سیزده آبان (اشغال سفارت و گروگانگیری) به 12 تیر (ساقط کردن هواپیمای مسافری ایران) برای راهپیمایی سالانه ضدآمریکایی است. یادآوری جنایت ساقط کردن هواپیمای مسافری حس همدلی بیشتری را داخل و خارج کشور برمیانگیزد. واقعا موضوع بیش از اندازه ساده نیست؟ 6) معصومه ابتکار در کتاب خاطرات خود از آنچه «تسخیر» سفارت آمریکا خوانده (در کتابی با همین نام «تسخیر») از جمله (در صفحه 306) نوشته: «افراد و خانوادهها نیز برای بازدید (سفارتخانه) می آمدند. برخی ترجیح میدادند بدون راهنما از مجتمع بازدید کنند. وقتی داشتم در داخل «جنگل» قدم میزدم خانوادهای از طبقه متوسط را به پیش قراولی پدر خانواده دیدم. پدر سخن میگفت و از دور به نظر میرسید درباره درستی اطلاعاتش بسیار مطمئن است. آرام به آنها نزدیک شدم تا ببینم چه میگوید. در «جنگل» گودالهایی برای سوزاندن برگهای خشک پاییزی حفر شده بود. نمیدانم باغبان سفارت این کار را کرده بود یا دانشجویان ولی اکنون اعضای این خانواده کنار یکی از این گودالها جمع شده بودند و پدر خانواده همچون فردی مطلع برای آنها توضیح میداد: «این گودالها را میبینید؟ ببینید چقدر سیاه است. میدانید آمریکاییها اینجا چه کار می کردند؟ آنها از این گودالها به عنوان سیاهچالی برای شکنجه و سوزاندن مردم استفاده می کردند.» ابتکار ادامه میدهد: «نتوانستم جلوی خندهام را بگیرم...». @mmoeeni1 من در توییتر: Twitter .
. علیه "تبلیغ علیه خودمان" | 13 آبان 1) کورت والدهایم، دبیر کل سازمان ملل متحد در چهاردهه قبل، در خاطرات خود به سفر نخستوزیر وقت ایران (محمدعلی رجایی) به نیویورک اشاره کرده است؛ سه هفته بعد از شروع جنگ و قریب یک سال بعد از اشغال سفارت آمریکا در تهران و گروگانگیری. دبیر کل وقت سازمان ملل در خاطرات خود نوشته است: «رجایی نمیتوانست درک کند چرا نسبت به ایرانیها که چنین آشکارا قربانی تهاجمی خارجی شده بودند، در نیویورک تا بدینحد، کم همدردی میشود. با تلخکامی از بیعدالتی در سازمان ملل متحد شکایت کرد. در مدت دو روز اقامت او در نیویورک درگفتوگویی طولانی با او کوشیدم برایش روشن کنم که نمیتواند انتظار کمکی در زمینه شکایت خود داشته باشد تا زمانی که ایران به رغم محکوم دانستن گروگانگیری از طرف جهانیان، همچنان گروگانها را در زندان نگهداشته است. او نظایر این سخنان را از باقی مقامات هم شنید.» 2) حمل زباله با پرچم آمریکا پس از اشغال سفارت (آبان 58)، ابتکار «علی کیوانآرا» بود؛ گوگل فقط یک «علی کیوانآرا» را به دست میدهد که مدتی مدیرعامل شرکت تهیه کالای نفت تهران بوده. او در شماره 30 مجله "اندیشهپویا" در یادداشتی در این باره نوشت: «شاید درست بود که این کار انجام نمیشد.» 3) حساسیت روی امنیت اماکن دیپلماتیک و پرچم ملی در همه جای دنیا بالاست. اشغال سفارت آمریکا به گواه بسیاری، سرمایه اجتماعی بزرگی برای صدام فراهم کرد تا به مرز و خاک ایران ِ انقلابی تجاوز کند و بتواند افکار عمومی و مراکز قدرت را علیه جمهوری اسلامی ایران متحد سازد. فیلم نبود ولی مثل همه ماجرا و فیلمهای گروگانگیری، گروگان گرفتند تا به خواستهشان (تحویل شاه به ایران) برسند؛ نرسیدند ولی جهانی را علیه کشور و ملتی متحد کردند. 4) توجیه اشغال سفارت و گروگانگیری به اعتبار شور و هیجان انقلابی (صرفا در چهار دهه قبل) یک چیز است، تداوم تکریم و تقدیس این اقدام، چیزی دیگر. ادامه بزرگداشت 13 آبان 58 در خوشبینانهترین حالت، میتواند ناشی از رودروایسی و تعارفات در مواجهه با ژستهای صدر انقلاب باشد و در بدبینانهترین حالت، لجبازی و سندی بر منتفع شدن از تداوم تخطئه انقلاب و نظام در فراسوی مرزها. سوال این است: هزینه این رودروایسی (در سوی خوشبینانه) یا لجبازی (در سوی بدبینانه) از کدام محل پرداخت میشود؟ 5) اگر اصل مسئله، نزاع با آمریکاست قطعاً یکی از خطاهای جریان صاحب این مسئله، ترجیح سیزده آبان (اشغال سفارت و گروگانگیری) به 12 تیر (ساقط کردن هواپیمای مسافری ایران) برای راهپیمایی سالانه ضدآمریکایی است. یادآوری جنایت ساقط کردن هواپیمای مسافری حس همدلی بیشتری را داخل و خارج کشور برمیانگیزد. واقعا موضوع بیش از اندازه ساده نیست؟ 6) معصومه ابتکار در کتاب خاطرات خود از آنچه «تسخیر» سفارت آمریکا خوانده (در کتابی با همین نام «تسخیر») از جمله (در صفحه 306) نوشته: «افراد و خانوادهها نیز برای بازدید (سفارتخانه) می آمدند. برخی ترجیح میدادند بدون راهنما از مجتمع بازدید کنند. وقتی داشتم در داخل «جنگل» قدم میزدم خانوادهای از طبقه متوسط را به پیش قراولی پدر خانواده دیدم. پدر سخن میگفت و از دور به نظر میرسید درباره درستی اطلاعاتش بسیار مطمئن است. آرام به آنها نزدیک شدم تا ببینم چه میگوید. در «جنگل» گودالهایی برای سوزاندن برگهای خشک پاییزی حفر شده بود. نمیدانم باغبان سفارت این کار را کرده بود یا دانشجویان ولی اکنون اعضای این خانواده کنار یکی از این گودالها جمع شده بودند و پدر خانواده همچون فردی مطلع برای آنها توضیح میداد: «این گودالها را میبینید؟ ببینید چقدر سیاه است. میدانید آمریکاییها اینجا چه کار می کردند؟ آنها از این گودالها به عنوان سیاهچالی برای شکنجه و سوزاندن مردم استفاده می کردند.» ابتکار ادامه میدهد: «نتوانستم جلوی خندهام را بگیرم...». @mmoeeni1 من در توییتر: Twitter .
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
. صدسالگی محمدرضا شاه صدسال قبل در چنین روزی (4 آبان 1298) محمدرضا پهلوی در تهران بهدنیا آمد. او فرزند رضاخان (مازندرانی) و تاجالملوک آیرملو (آذری/همسر دوم رضاخان) بود. به هنگام تولدش، پدر 42 سال و مادر 24 سال سن داشت. اشرف خواهر همزاد او بود (درگذشته در 96 سالگی، سال 1394)، علیرضا (درگذشته در اثر سانحه هوایی در 32 سالگی، سال 1333) برادر و شمس (درگذشته در 78 سالگی، سال 1374) خواهر تنیدیگرش بودند. پدرش در سن 66 سالگی (در تبعید آفریقای جنوبی) و مادرش یکسال و نیم بعد از خودش، در 85 سالگی، و در تبعید خودخواسته (در آمریکا) از دنیا رفت. هفت ساله بود که پدرش تاجگذاری کرد و او ولیعهد شد. 22 ساله بود که پس از برکناری پدر توسط نیروهای اشغالگر روس و انگلیس، شاه ایران شد و 37 سال بر این سمت بود. او جزء هفت نفری است که از ابتدای صفویه تا کنون (518 سال) بیش از سیسال بر ایران حکومت کردهاند [به ترتیب: شاه تهماسب یکم (51 سال) - شاهعباس (42) - کریمخان زند (30) - فتحعلیشاه (37) - ناصرالدینشاه (48) - محمدرضاشاه (37) و آیتالله خامنهای (بیش از سی سال)]. در سوئیس درس خواند. سه بار ازدواج کرد (با فوزیه (مصری)، ثریا بختیاری و فرح دیبا) و البته به گواه "یادداشتهای اسدالله علم" روابط جنسی گستردهای خارج از چهارچوب زناشویی رسمی خود داشت. خلبانی میدانست و به زبانهای فرانسه و انگلیسی مسلط بود و دو بار در دوران سلطنت ترور شد (هر دو ناموفق). دوران حکومت او به قسمتهای مختلف و مجزایی تقسیم میشود؛ از قدرت مقهور رقبا تا قدرت مسلط و مستبد. او یکسال و نیم آخر عمر خود را عملا در حقارتی دور از انتظار گذراند؛ پس از خروج از ایران در دیماه 57، مدتی در مصر و سپس با تضییقات فراوان در مراکش، باهاما، مکزیک، آمریکا و پرو اقامت کرد و نهایتاً دوباره به مصر بازگشت و در همانجا به دلیل سرطان که از حدود 9 سال پیش درگیر آن بود، در 5 مرداد 1359 در 61 سالگی، درگذشت [هر چهار پادشاه آخر ایران (محمدعلیشاه، احمدشاه، رضاشاه و محمدرضا شاه) به زور از قدرت خلع شدهاند و در خارج از کشور از دنیا رفتهاند]. . قضاوت در باره عملکرد محمدرضا شاه عموماً توأم با افراط و تفریط بوده است. یکی از بهترین کتابها که قضاوت درباره او را قرین انصاف و عدالت میکند، کتاب "ایران بین دو انقلاب" نوشته یرواند آبراهامیان است؛ این کتاب علاوه بر ارائه آمار و اطلاعاتی از روند مدرنیزاسیون جامعه ایرانی و توسعه اقتصادی به خصوص در دوره پهلوی دوم، به شناسایی مخالفان و نقاط ضعف حکومتداری او نیز کمک میکند. مطالعه مجموعه یادداشتهای "اسدالله علم" نیز کمک موثری به شناخت فضای فکری دربار وقت میکند. خواندن کتاب اخیراً منتشر شده "فروپاشی" به قلم زندهیاد "هدی صابر" نیز توصیه میشود. @mmoeeni1 من در توییتر: Twitter .
. صدسالگی محمدرضا شاه صدسال قبل در چنین روزی (4 آبان 1298) محمدرضا پهلوی در تهران بهدنیا آمد. او فرزند رضاخان (مازندرانی) و تاجالملوک آیرملو (آذری/همسر دوم رضاخان) بود. به هنگام تولدش، پدر 42 سال و مادر 24 سال سن داشت. اشرف خواهر همزاد او بود (درگذشته در 96 سالگی، سال 1394)، علیرضا (درگذشته در اثر سانحه هوایی در 32 سالگی، سال 1333) برادر و شمس (درگذشته در 78 سالگی، سال 1374) خواهر تنیدیگرش بودند. پدرش در سن 66 سالگی (در تبعید آفریقای جنوبی) و مادرش یکسال و نیم بعد از خودش، در 85 سالگی، و در تبعید خودخواسته (در آمریکا) از دنیا رفت. هفت ساله بود که پدرش تاجگذاری کرد و او ولیعهد شد. 22 ساله بود که پس از برکناری پدر توسط نیروهای اشغالگر روس و انگلیس، شاه ایران شد و 37 سال بر این سمت بود. او جزء هفت نفری است که از ابتدای صفویه تا کنون (518 سال) بیش از سیسال بر ایران حکومت کردهاند [به ترتیب: شاه تهماسب یکم (51 سال) - شاهعباس (42) - کریمخان زند (30) - فتحعلیشاه (37) - ناصرالدینشاه (48) - محمدرضاشاه (37) و آیتالله خامنهای (بیش از سی سال)]. در سوئیس درس خواند. سه بار ازدواج کرد (با فوزیه (مصری)، ثریا بختیاری و فرح دیبا) و البته به گواه "یادداشتهای اسدالله علم" روابط جنسی گستردهای خارج از چهارچوب زناشویی رسمی خود داشت. خلبانی میدانست و به زبانهای فرانسه و انگلیسی مسلط بود و دو بار در دوران سلطنت ترور شد (هر دو ناموفق). دوران حکومت او به قسمتهای مختلف و مجزایی تقسیم میشود؛ از قدرت مقهور رقبا تا قدرت مسلط و مستبد. او یکسال و نیم آخر عمر خود را عملا در حقارتی دور از انتظار گذراند؛ پس از خروج از ایران در دیماه 57، مدتی در مصر و سپس با تضییقات فراوان در مراکش، باهاما، مکزیک، آمریکا و پرو اقامت کرد و نهایتاً دوباره به مصر بازگشت و در همانجا به دلیل سرطان که از حدود 9 سال پیش درگیر آن بود، در 5 مرداد 1359 در 61 سالگی، درگذشت [هر چهار پادشاه آخر ایران (محمدعلیشاه، احمدشاه، رضاشاه و محمدرضا شاه) به زور از قدرت خلع شدهاند و در خارج از کشور از دنیا رفتهاند]. . قضاوت در باره عملکرد محمدرضا شاه عموماً توأم با افراط و تفریط بوده است. یکی از بهترین کتابها که قضاوت درباره او را قرین انصاف و عدالت میکند، کتاب "ایران بین دو انقلاب" نوشته یرواند آبراهامیان است؛ این کتاب علاوه بر ارائه آمار و اطلاعاتی از روند مدرنیزاسیون جامعه ایرانی و توسعه اقتصادی به خصوص در دوره پهلوی دوم، به شناسایی مخالفان و نقاط ضعف حکومتداری او نیز کمک میکند. مطالعه مجموعه یادداشتهای "اسدالله علم" نیز کمک موثری به شناخت فضای فکری دربار وقت میکند. خواندن کتاب اخیراً منتشر شده "فروپاشی" به قلم زندهیاد "هدی صابر" نیز توصیه میشود. @mmoeeni1 من در توییتر: Twitter .
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
. نوستالژی میتواند مرهمی برای تنهایی باشد ️ مولف : آلیسون گیلبرت | مترجم : مرتضی امیرعباسی (...) نوستالژی یا حس غربت، در گذشته، یکجور بیماری توصیف میشد. در سال ۱۶۸۸، پزشک سوئیسی، یوهانس هوفر، این اصطلاح را برای توصیف غم و اندوه مداوم و گاه ضربان قلب نامنظم جوانان دور از وطن ابداع کرد (...) تا مدتها، نوستالژی به صورتهای مختلف بهعنوان نوعی اختلال مهاجم و شکلی از افسردگی طبقهبندی میشد، اما امروزه تنها بهمنزلۀ یکجور تعلق احساسی به گذشته تعریف میشود. حالا محققان معتقدند که چنین احساسی میتواند سلامتی و شادمانی را در ما بهبود دهد. براساس مقالۀ جدیدی که در نشریۀ ترندز این کاگنیتیو ساینس۱ به انتشار رسیده است، نوستالژی میتواند نیرویی انگیزشی و پویا باشد. کنستانتین سدیکیدس یکی از نویسندگان این مقاله و دانشآموختۀ دکتری در دانشگاه ساوتهمپتون انگلستان، در زمرۀ روانشناسانی است که به طور گسترده دربارۀ تاثیرات نوستالژی تحقیق کرده است. به گفتۀ او، خاطرات شیرین میتواند احساس تعلق خاطر و عزت نفس را در ما پدید آورد که موجب خوشبینی، الهام و خلاقیت بیشتر ما میشود. تحقیقات او همچنین حاکی از دیدگاه متفاوت دیگری نیز هست که بهویژه برای داغدیدگان اهمیت دارد: نوستالژی ممکن است راه علاج تنهایی این افراد باشد. نوستالژی که امروزه نوعی احساس اجتماعی، مانند همدلی، در نظر گرفته میشود، میتواند ما را به دیگران نزدیک کند. تصور میشود که وقتی پیوندی نزدیک با درگذشتگان عزیزمان احساس میکنیم، احتمالاً احساس پیوند مشابهی را با اطرافیان حال حاضرمان نیز برقرار خواهیم کرد. این حس عمیق تعلق باعث میشود آدمهای خاطرهباز به این باور برسند که زندگی معنادارتر است، یافتههای سدیکیدس و دیگران نیز نشان میدهد که این مسئله میتواند مرهمی بر درد و اندوه باشد. به گفتۀ دکتر هنری لوئیس گیتس جونیور، استاد هاروارد و سازندۀ برنامۀ «در جستوجوی ریشهها»، نوستالژی راهی برای «اثبات حیات ابدی عزیزان ما است». گیتس میگوید، وقتی قدرت نوستالژی را درک کنیم، آنگاه به این باور خواهیم رسید که «عزیزانمان ما را ترک نکردهاند، بلکه دوباره به آغوشمان بازگشتهاند». متن کامل مقاله: اینجا @mmoeeni1 من در توییتر: Twitter .
. نوستالژی میتواند مرهمی برای تنهایی باشد ️ مولف : آلیسون گیلبرت | مترجم : مرتضی امیرعباسی (...) نوستالژی یا حس غربت، در گذشته، یکجور بیماری توصیف میشد. در سال ۱۶۸۸، پزشک سوئیسی، یوهانس هوفر، این اصطلاح را برای توصیف غم و اندوه مداوم و گاه ضربان قلب نامنظم جوانان دور از وطن ابداع کرد (...) تا مدتها، نوستالژی به صورتهای مختلف بهعنوان نوعی اختلال مهاجم و شکلی از افسردگی طبقهبندی میشد، اما امروزه تنها بهمنزلۀ یکجور تعلق احساسی به گذشته تعریف میشود. حالا محققان معتقدند که چنین احساسی میتواند سلامتی و شادمانی را در ما بهبود دهد. براساس مقالۀ جدیدی که در نشریۀ ترندز این کاگنیتیو ساینس۱ به انتشار رسیده است، نوستالژی میتواند نیرویی انگیزشی و پویا باشد. کنستانتین سدیکیدس یکی از نویسندگان این مقاله و دانشآموختۀ دکتری در دانشگاه ساوتهمپتون انگلستان، در زمرۀ روانشناسانی است که به طور گسترده دربارۀ تاثیرات نوستالژی تحقیق کرده است. به گفتۀ او، خاطرات شیرین میتواند احساس تعلق خاطر و عزت نفس را در ما پدید آورد که موجب خوشبینی، الهام و خلاقیت بیشتر ما میشود. تحقیقات او همچنین حاکی از دیدگاه متفاوت دیگری نیز هست که بهویژه برای داغدیدگان اهمیت دارد: نوستالژی ممکن است راه علاج تنهایی این افراد باشد. نوستالژی که امروزه نوعی احساس اجتماعی، مانند همدلی، در نظر گرفته میشود، میتواند ما را به دیگران نزدیک کند. تصور میشود که وقتی پیوندی نزدیک با درگذشتگان عزیزمان احساس میکنیم، احتمالاً احساس پیوند مشابهی را با اطرافیان حال حاضرمان نیز برقرار خواهیم کرد. این حس عمیق تعلق باعث میشود آدمهای خاطرهباز به این باور برسند که زندگی معنادارتر است، یافتههای سدیکیدس و دیگران نیز نشان میدهد که این مسئله میتواند مرهمی بر درد و اندوه باشد. به گفتۀ دکتر هنری لوئیس گیتس جونیور، استاد هاروارد و سازندۀ برنامۀ «در جستوجوی ریشهها»، نوستالژی راهی برای «اثبات حیات ابدی عزیزان ما است». گیتس میگوید، وقتی قدرت نوستالژی را درک کنیم، آنگاه به این باور خواهیم رسید که «عزیزانمان ما را ترک نکردهاند، بلکه دوباره به آغوشمان بازگشتهاند». متن کامل مقاله: اینجا @mmoeeni1 من در توییتر: Twitter .
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
. ادامه از تصورش را بکنید. یک آیین مذهبی در یک کشور با سابقهی حدود یک قرن در شرف برگزاری است. آنوقت جمع زیادی از کارگزاران و فعالان آن آیین به دعوت کشور همسایه به دیدار رهبر آن کشور میروند. این آیا نام دیگری جز مانور قدرت جمهوری اسلامی و بهرخکشاندن نفوذ استراتژیکی نظام دارد؟ مخاطبان این مانور چه کسانیاند؟ بازتاب این قبیل اقدامات در افکار عمومی و نخبگان شیعه و غیرشیعهی عراقی چیست؟ وقتی ما همهچیز را تنها ازمنظر ابرقدرتی جمهوری اسلامی و رقابتهای سیاسی منطقهای مینگریم حتی یک آیین مذهبی سنتی عراقی هم به قطعهای در پازل قدرت نرم ایران تبدیل میشود. همین است که پس از بروز ناآرامیها و موج اعتراضات به فساد اداری دولت عراق، مسئولان و تحلیلگران ایرانی بیدرنگ از توطئهی آمریکا و سعودی برای تحتالشعاعقراردادن مراسم اربعین سخن میگویند اما مرجعیت شیعه عراق طرف معترضان را میگیرد و حتی کشتگان ناآرامیها را «شهید» مینامد. به عبارت دیگر ما حتی در مورد مسایل داخلی کشور عراق هم مسلمانتر از پیغمبر و کاتولیکتر از پاپ هستیم. لابد چون مرجعیت شیعیان عراق قدرت تحلیل و نگاه تمدنیِ ما را ندارد (البته قدرت و نگاهی که محصول زیستن در امنیت و رفاه و اندیشهورزیِ رانتی و ایدهآلی است). چرا ایران برای مانور قدرت خود از جغرافیا و منابع یک کشور دیگر استفاده میکند؟ آنهم کشوری گرفتار انواع بحرانهای سیاسی و مردمانی مبتلا به مشکلات معیشتی و اقتصادی. چرا بخشی از هزینهی پیشبرد سیاستهای بینالمللی نظام را باید شیعیان و مردم کشور عراق بپردازند؟ آیا انتظار داریم این مانور قدرت ازجانب مخاطبانش بدون پاسخ بماند؟ هزینههای پاسخ احتمالی راچه کسانی پرداخت میکنند؟ ازین قبیل پرسشها فراوان است. پرسشهایی که مسئولان ونخبگان مذهبی کشور آنقدر مقهور تحلیل وتفسیر خود از اربعین شدهاندکه مجالی برای اندیشیدن به آنها پیدا نمیکنند. بهنظر میرسد جمهوری اسلامی در دام روایت ایدئولوژیکِ خود از اربعین گرفتار شده. غافل از آنکه روایتهای دیگری هم هستند که با واقعیت نسبت نزدیکتری دارند. این غفلتی است که میتواند پیامدهای سهمگینی به بار آورد. برای جوامع ایرانی و عراقی و برای تشیع و آینده حیات شیعیان درمنطقه.️ @mmoeeni1 من در توییتر: Twitter .
. ادامه از تصورش را بکنید. یک آیین مذهبی در یک کشور با سابقهی حدود یک قرن در شرف برگزاری است. آنوقت جمع زیادی از کارگزاران و فعالان آن آیین به دعوت کشور همسایه به دیدار رهبر آن کشور میروند. این آیا نام دیگری جز مانور قدرت جمهوری اسلامی و بهرخکشاندن نفوذ استراتژیکی نظام دارد؟ مخاطبان این مانور چه کسانیاند؟ بازتاب این قبیل اقدامات در افکار عمومی و نخبگان شیعه و غیرشیعهی عراقی چیست؟ وقتی ما همهچیز را تنها ازمنظر ابرقدرتی جمهوری اسلامی و رقابتهای سیاسی منطقهای مینگریم حتی یک آیین مذهبی سنتی عراقی هم به قطعهای در پازل قدرت نرم ایران تبدیل میشود. همین است که پس از بروز ناآرامیها و موج اعتراضات به فساد اداری دولت عراق، مسئولان و تحلیلگران ایرانی بیدرنگ از توطئهی آمریکا و سعودی برای تحتالشعاعقراردادن مراسم اربعین سخن میگویند اما مرجعیت شیعه عراق طرف معترضان را میگیرد و حتی کشتگان ناآرامیها را «شهید» مینامد. به عبارت دیگر ما حتی در مورد مسایل داخلی کشور عراق هم مسلمانتر از پیغمبر و کاتولیکتر از پاپ هستیم. لابد چون مرجعیت شیعیان عراق قدرت تحلیل و نگاه تمدنیِ ما را ندارد (البته قدرت و نگاهی که محصول زیستن در امنیت و رفاه و اندیشهورزیِ رانتی و ایدهآلی است). چرا ایران برای مانور قدرت خود از جغرافیا و منابع یک کشور دیگر استفاده میکند؟ آنهم کشوری گرفتار انواع بحرانهای سیاسی و مردمانی مبتلا به مشکلات معیشتی و اقتصادی. چرا بخشی از هزینهی پیشبرد سیاستهای بینالمللی نظام را باید شیعیان و مردم کشور عراق بپردازند؟ آیا انتظار داریم این مانور قدرت ازجانب مخاطبانش بدون پاسخ بماند؟ هزینههای پاسخ احتمالی راچه کسانی پرداخت میکنند؟ ازین قبیل پرسشها فراوان است. پرسشهایی که مسئولان ونخبگان مذهبی کشور آنقدر مقهور تحلیل وتفسیر خود از اربعین شدهاندکه مجالی برای اندیشیدن به آنها پیدا نمیکنند. بهنظر میرسد جمهوری اسلامی در دام روایت ایدئولوژیکِ خود از اربعین گرفتار شده. غافل از آنکه روایتهای دیگری هم هستند که با واقعیت نسبت نزدیکتری دارند. این غفلتی است که میتواند پیامدهای سهمگینی به بار آورد. برای جوامع ایرانی و عراقی و برای تشیع و آینده حیات شیعیان درمنطقه.️ @mmoeeni1 من در توییتر: Twitter .
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
. مانور قدرت در خاک دیگران محسن حساممظاهری (محقق مسائل اجتماعی و تاریخی) توییت کرد: «سیاستی که جمهوری اسلامی دنبال میکند ایناست که به هر قیمت ازجمله با بمباران تبلیغاتی، جمعیت اربعین افزایش پیدا کند. ماحصل این سیاست، توسعه شتابنده، نامتناسب و غیرطبیعی این آیین شده است. توسعهای که گرچه خوشایند متولیان مذهبی است اما بسیار محتمل است در آینده پیامدهای سویی به بارآورد.» سپس نوشت: مانور قدرت ایران در خاک دیگران؛ انتشار توییتی در انتقاد از سیاست جمهوری اسلامی در قبال اربعین، واکنشهای زیادی در پی داشت. برای آن دسته از مخاطبان و دوستانی که با روش و رویکرد من آشنا هستند، احتمالاً آن توییت حاوی چندان حرف تازهای نبود اما گروهی دیگر از کاربران، آن را به منزلهی توهین به اربعین پنداشتند و در کامنتها و پیامهای خصوصی با ادبیات تند و گاه رکیک واکنش نشان دادند. متأسفانه فقدان فرهنگ نقد و عادت به مواجهه قطبی با مسایل (عشق/ نفرت) بهجای بررسی همهجانبه و عقلانی، بلیه فراگیری در جامعه ایرانی است، خصوصاً در بین مذهبیها این امر شایعتر است که کوچکترین سخن خلافآمدی را برنمیتابند و با تعصب و خشونتی که گمان میکنند مقدس است، پاسخ میدهند با این تفاوت که در زمانه ما فضاهای رسانهای جدید بستر تازهای برای ابراز این خشونت و نارواداری در اختیار قرار دادهاند. مواجههی من بهعنوان یک پژوهشگر اجتماعی با آیین پیادهروی اربعین مطلقانگارانه نیست. نه آن را بهعنوان یک امر مطلقاً مطلوب میدانم نه برعکس یک پدیدهی مطلقاً منفی. پیادهروی اربعین یک آیین متأخرِ ذاتاً عراقی است که مثل هر آیین مذهبی دیگر زیباییهایی دارد و نازیباییهایی. این خصلت همهی آیینها و مناسک ثانویه و ابداعی دینداران است. همهی مناسک مذهبی، ازجمله اربعینِ شیعیان، پدیدههایی فرهنگیاند که در بافت و زمینهی اجتماعی ـ اقلیمی در زمان ـ مکانهای مختلف متولد میشوند و بسته به شرایط پیرامونی و عوامل مختلف رو به افول مینهند یا توسعه مییابند. اربعین از آن دسته آیینهایی است که در دههی اخیر رشد شتابندهی «غیرطبیعی» داشته است. روشن است که این رویکرد و این زاویهدید، با تحلیلهایی از جنس این که اربعین را در پرتو مفاهیمی چون «تمدن اسلامی» و «جامعهی مهدوی» و نظایر اینها تفسیر میکنند، متفاوت است. مثل هر آیین مذهبی و مردمی دیگر، اربعین هم بهجهت پتانسیل بالای بسیجکنندگی تودهایاش، موردطمع قدرتهای سیاسی بوده است. در این سالها سیاست جمهوری اسلامی [سوء]استفاده از این مراسم مردمیِ عراقی و تلاش برای مصادره و کنترل آن ازطریق مداخله در برگزاری آن (ایرانیزهکردن اربعین) بوده؛ با هدف تبدیل اربعین به مانور سیاسی شیعه (و جمهوری اسلامی) و اهرمی برای قدرتنمایی منطقهای ایران و متحدانش در مقابل کشورهای رقیب خصوصاً عربستان سعودی. بههمینجهت در سالهای اخیر، نظام همهی تلاش خود را مصروف به افزودن بر جمعیت زائران ایرانیِ اربعین کرده است. عجیبترین واکنشها به توییت مذکور، از جانب کسانی بود که این واقعیت روشن و مسلم را هم منکر شده بودند؛ از بمباران تبلیغاتی صداوسیما برای تشویق و تحریص مخاطبان و بسیج امکانات و نیروی انسانی بسیاری از سازمانها و نهادها (از ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان و هلال احمر گرفته تا شهرداریها و وزارتخانههای مختلف) که بگذریم، فقط توجه مخاطبان رابه چند خبر جلب میکنم؛به عنوان مشتی از خروار برای آنانکه منکر نقشآفرینی نظام در افزایش جمعیت زوار هستند و همهچیز را فقط به عوامل فرامادی و قدسی مثل «عنایت امامزمان(ع)» و «عشق اباعبدالله(ع)» معطوف میکنند: خبر اول: حذف وثیقهی خروج از کشور برای مشمولان سربازی از سوی سازمان نظام وظیفه خبر دوم: موجهکردن غیبت دانشآموزان و معلمان به مدت یک هفته از سوی وزارت آموزش و پرورش خبر سوم: خبر خوش برای مشمولان سربازی/ وثیقه پیادهروی اربعین حذف شد خبر چهارم: موجهکردن غیبت دانشجویان به مدت یک هفته از سوی وزارتهای علوم و تحقیقات و بهداشت و درمان این فقط چند مورد از اقدامات رسمی نهادهای قانونی در جهت تشویق مردم به حضور در اربعین است؛ اقداماتی که این نهادها عرفاً و قانوناً موظف به انجامشان نبودند. [نمونههای دیگر: اینجا] درباب تلاش برای افزایش نفوذ و تحت کنترل درآوردن این آیین هم دیدار حدوداً یکماه پیش (27 شهریور 98) شماری از موکبداران عراقی (که به دعوت و هزینهی آستان قدس رضوی به ایران آمده بودند) با رهبر انقلاب خود به تنهایی گویاست. دیداری که اخبار و مشروح آن از رسانهها پخش شد. ادامه در .
. مانور قدرت در خاک دیگران محسن حساممظاهری (محقق مسائل اجتماعی و تاریخی) توییت کرد: «سیاستی که جمهوری اسلامی دنبال میکند ایناست که به هر قیمت ازجمله با بمباران تبلیغاتی، جمعیت اربعین افزایش پیدا کند. ماحصل این سیاست، توسعه شتابنده، نامتناسب و غیرطبیعی این آیین شده است. توسعهای که گرچه خوشایند متولیان مذهبی است اما بسیار محتمل است در آینده پیامدهای سویی به بارآورد.» سپس نوشت: مانور قدرت ایران در خاک دیگران؛ انتشار توییتی در انتقاد از سیاست جمهوری اسلامی در قبال اربعین، واکنشهای زیادی در پی داشت. برای آن دسته از مخاطبان و دوستانی که با روش و رویکرد من آشنا هستند، احتمالاً آن توییت حاوی چندان حرف تازهای نبود اما گروهی دیگر از کاربران، آن را به منزلهی توهین به اربعین پنداشتند و در کامنتها و پیامهای خصوصی با ادبیات تند و گاه رکیک واکنش نشان دادند. متأسفانه فقدان فرهنگ نقد و عادت به مواجهه قطبی با مسایل (عشق/ نفرت) بهجای بررسی همهجانبه و عقلانی، بلیه فراگیری در جامعه ایرانی است، خصوصاً در بین مذهبیها این امر شایعتر است که کوچکترین سخن خلافآمدی را برنمیتابند و با تعصب و خشونتی که گمان میکنند مقدس است، پاسخ میدهند با این تفاوت که در زمانه ما فضاهای رسانهای جدید بستر تازهای برای ابراز این خشونت و نارواداری در اختیار قرار دادهاند. مواجههی من بهعنوان یک پژوهشگر اجتماعی با آیین پیادهروی اربعین مطلقانگارانه نیست. نه آن را بهعنوان یک امر مطلقاً مطلوب میدانم نه برعکس یک پدیدهی مطلقاً منفی. پیادهروی اربعین یک آیین متأخرِ ذاتاً عراقی است که مثل هر آیین مذهبی دیگر زیباییهایی دارد و نازیباییهایی. این خصلت همهی آیینها و مناسک ثانویه و ابداعی دینداران است. همهی مناسک مذهبی، ازجمله اربعینِ شیعیان، پدیدههایی فرهنگیاند که در بافت و زمینهی اجتماعی ـ اقلیمی در زمان ـ مکانهای مختلف متولد میشوند و بسته به شرایط پیرامونی و عوامل مختلف رو به افول مینهند یا توسعه مییابند. اربعین از آن دسته آیینهایی است که در دههی اخیر رشد شتابندهی «غیرطبیعی» داشته است. روشن است که این رویکرد و این زاویهدید، با تحلیلهایی از جنس این که اربعین را در پرتو مفاهیمی چون «تمدن اسلامی» و «جامعهی مهدوی» و نظایر اینها تفسیر میکنند، متفاوت است. مثل هر آیین مذهبی و مردمی دیگر، اربعین هم بهجهت پتانسیل بالای بسیجکنندگی تودهایاش، موردطمع قدرتهای سیاسی بوده است. در این سالها سیاست جمهوری اسلامی [سوء]استفاده از این مراسم مردمیِ عراقی و تلاش برای مصادره و کنترل آن ازطریق مداخله در برگزاری آن (ایرانیزهکردن اربعین) بوده؛ با هدف تبدیل اربعین به مانور سیاسی شیعه (و جمهوری اسلامی) و اهرمی برای قدرتنمایی منطقهای ایران و متحدانش در مقابل کشورهای رقیب خصوصاً عربستان سعودی. بههمینجهت در سالهای اخیر، نظام همهی تلاش خود را مصروف به افزودن بر جمعیت زائران ایرانیِ اربعین کرده است. عجیبترین واکنشها به توییت مذکور، از جانب کسانی بود که این واقعیت روشن و مسلم را هم منکر شده بودند؛ از بمباران تبلیغاتی صداوسیما برای تشویق و تحریص مخاطبان و بسیج امکانات و نیروی انسانی بسیاری از سازمانها و نهادها (از ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان و هلال احمر گرفته تا شهرداریها و وزارتخانههای مختلف) که بگذریم، فقط توجه مخاطبان رابه چند خبر جلب میکنم؛به عنوان مشتی از خروار برای آنانکه منکر نقشآفرینی نظام در افزایش جمعیت زوار هستند و همهچیز را فقط به عوامل فرامادی و قدسی مثل «عنایت امامزمان(ع)» و «عشق اباعبدالله(ع)» معطوف میکنند: خبر اول: حذف وثیقهی خروج از کشور برای مشمولان سربازی از سوی سازمان نظام وظیفه خبر دوم: موجهکردن غیبت دانشآموزان و معلمان به مدت یک هفته از سوی وزارت آموزش و پرورش خبر سوم: خبر خوش برای مشمولان سربازی/ وثیقه پیادهروی اربعین حذف شد خبر چهارم: موجهکردن غیبت دانشجویان به مدت یک هفته از سوی وزارتهای علوم و تحقیقات و بهداشت و درمان این فقط چند مورد از اقدامات رسمی نهادهای قانونی در جهت تشویق مردم به حضور در اربعین است؛ اقداماتی که این نهادها عرفاً و قانوناً موظف به انجامشان نبودند. [نمونههای دیگر: اینجا] درباب تلاش برای افزایش نفوذ و تحت کنترل درآوردن این آیین هم دیدار حدوداً یکماه پیش (27 شهریور 98) شماری از موکبداران عراقی (که به دعوت و هزینهی آستان قدس رضوی به ایران آمده بودند) با رهبر انقلاب خود به تنهایی گویاست. دیداری که اخبار و مشروح آن از رسانهها پخش شد. ادامه در .
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
. ️ «در مملکت فساد روزافزون بود» خود محسن رفیقدوست گفته بود که قبل از انقلاب، به گمان اینکه ساواکی است، مردی را آن قدر با چماق زد که مُرد، حین انقلاب راننده رهبر انقلاب شد در بخشی از مسیر حرکت از فرودگاه به بهشت زهرا، سپس وزیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد وقتی در کابینه دولت جمهوری اسلامی، سپاه، وزیر هم داشت، اندکی بعد رئیس بیناد مستضعفان شد که با مصادره کلی زمین و ساختمان و شرکت و دارایی طاغوتیها شکل گرفته بود و با وجود آنکه تحقیق و تفحص مجلس پنجم نشان داد که در دوره او کلی سوءمدیریت و حیف و میل اموال بوده ولی تا دهسالاش کامل نشد از ریاست بر بنیاد مستضعفان کنار گذاشته نشد، در ماجرای نخستین پرونده کلان فساد اقتصادی پرهیاهو بعد از انقلاب (معروف به اختلاس 123 میلیارد تومانی در بانک صادرات)، برادرش متهم ردیف دوم بود که پشت چکهایش را همین "برادر محسن" امضا میکرده [در خاطراتش نوشته که «سر این جریان خیلی آزرده بودم. در صدور حکم آقا برای تمدید مسئولیت بنیاد هم تاخیر شده بود و با اینکه به عنوان مطلع – و نه متهم – به دادگاه میرفتم، فشارهای رسانهای روی من زیاد بود ... به خودم گفتم: «تو چرا به جای خدا به بندههای خدا متوسل میشوی؟ خدا که از حال تو خبر دارد، پس بگذار هرچه میخواهد بشود بشود.» خیلی عجیب بود؛ همان روز آقا دستور دادند حکم من صادر بشود که در جو آن روز بسیار اثرگذار بود ... خدمت آقا رسیدم و گفتم: «متشکرم خیلی مردی.»] ... سالها بعد گفت که «هاشمی رفسنجانی در جریان فتنه سال 88 ساکت و بیبصیرت بود» و «نظام در کمال عزت به چهل سالگی رسیدهاست»+، پارسال گفت که «غنی نیستم ولی یک لکسوس شاسی بلند دارم» که قیمتاش دستکم 466 برابر دستمزد ماهیانه یک کارگر متأهل با دو فرزند در سال 97 بود، حالا گفته که «منزلم در خیابان فرمانیه است که سال 1373 خودم ساختم و حدود 55 میلیون تومان برایم تمام شد و به آقا هم اعلام کردم ... به بنده ربطی ندارد که تورم امروز قیمت این خانه را خیلی بالا برده» و لابد میداند که 53 میلیون تومان سال 73 برای کالا و خدمات مصرفی شهری، یعنی 2.4 میلیارد تومان سال 96 + (و نه 97 یا 98 و نه در بخش مسکن و نه در تهران با این انفجار تورم) ... او گفته بود: «آن زمان اکثر منافع کشور به نوعی توسط خاندان سلطنت غارت میشد و در مملکت فساد روزافزون بود»، و البته دروغ نگفته بود! @mmoeeni1 من در توییتر: Twitter .
. ️ «در مملکت فساد روزافزون بود» خود محسن رفیقدوست گفته بود که قبل از انقلاب، به گمان اینکه ساواکی است، مردی را آن قدر با چماق زد که مُرد، حین انقلاب راننده رهبر انقلاب شد در بخشی از مسیر حرکت از فرودگاه به بهشت زهرا، سپس وزیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد وقتی در کابینه دولت جمهوری اسلامی، سپاه، وزیر هم داشت، اندکی بعد رئیس بیناد مستضعفان شد که با مصادره کلی زمین و ساختمان و شرکت و دارایی طاغوتیها شکل گرفته بود و با وجود آنکه تحقیق و تفحص مجلس پنجم نشان داد که در دوره او کلی سوءمدیریت و حیف و میل اموال بوده ولی تا دهسالاش کامل نشد از ریاست بر بنیاد مستضعفان کنار گذاشته نشد، در ماجرای نخستین پرونده کلان فساد اقتصادی پرهیاهو بعد از انقلاب (معروف به اختلاس 123 میلیارد تومانی در بانک صادرات)، برادرش متهم ردیف دوم بود که پشت چکهایش را همین "برادر محسن" امضا میکرده [در خاطراتش نوشته که «سر این جریان خیلی آزرده بودم. در صدور حکم آقا برای تمدید مسئولیت بنیاد هم تاخیر شده بود و با اینکه به عنوان مطلع – و نه متهم – به دادگاه میرفتم، فشارهای رسانهای روی من زیاد بود ... به خودم گفتم: «تو چرا به جای خدا به بندههای خدا متوسل میشوی؟ خدا که از حال تو خبر دارد، پس بگذار هرچه میخواهد بشود بشود.» خیلی عجیب بود؛ همان روز آقا دستور دادند حکم من صادر بشود که در جو آن روز بسیار اثرگذار بود ... خدمت آقا رسیدم و گفتم: «متشکرم خیلی مردی.»] ... سالها بعد گفت که «هاشمی رفسنجانی در جریان فتنه سال 88 ساکت و بیبصیرت بود» و «نظام در کمال عزت به چهل سالگی رسیدهاست»+، پارسال گفت که «غنی نیستم ولی یک لکسوس شاسی بلند دارم» که قیمتاش دستکم 466 برابر دستمزد ماهیانه یک کارگر متأهل با دو فرزند در سال 97 بود، حالا گفته که «منزلم در خیابان فرمانیه است که سال 1373 خودم ساختم و حدود 55 میلیون تومان برایم تمام شد و به آقا هم اعلام کردم ... به بنده ربطی ندارد که تورم امروز قیمت این خانه را خیلی بالا برده» و لابد میداند که 53 میلیون تومان سال 73 برای کالا و خدمات مصرفی شهری، یعنی 2.4 میلیارد تومان سال 96 + (و نه 97 یا 98 و نه در بخش مسکن و نه در تهران با این انفجار تورم) ... او گفته بود: «آن زمان اکثر منافع کشور به نوعی توسط خاندان سلطنت غارت میشد و در مملکت فساد روزافزون بود»، و البته دروغ نگفته بود! @mmoeeni1 من در توییتر: Twitter .
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
. «همه آدمها که نمیخواهند با آدرنالین بالا زندگی کنند» محمد فاضلی گفتوگویی خواندنی و قابل تأمل با شماره 61 مجله اندیشهپویا کرده که من سه بخش آن را نقل میکنم: احساس و سایه و شبح ناامنی به اندازه خود ناامنی خطر تولید میکند. یک برهه حساس ساخته شده و مردم دائما سر یک پیچ خطرناک نگه داشته شدهاند. جوامع باید هر ۲۰ تا ۵۰ سال از یک پیچ رد شوند. اگر قرار باشد هر روز توی پیچ باشید یک جایی از ماشین پیاده میشوید و میگویید کافی است. همه آدمها که نمیخواهند با آدرنالین بالا زندگی کنند. همه هم روشنفکر نیستند. باید انسان معمولی بودن را برای مردم به رسمیت بشناسیم. اتفاق بدی که در جامعه ایران تحت تأثير انباشت ناکارآمدیها و اثرگذاری فضای بیرونی دارد میافتد این است که بخشی از جامعه از نارضایتی به خشم گذر کرده و دارد از خشم وارد نفرت میشود. در نفرت دیگر ظرفیت گفتوگو از بین میرود. ما در فضای مجازی با جمعیت متنفری روبهروییم و بدی این متنفرشدگان این است که حتا اگر تعدادشان کم باشد، صدایشان بلندتر شنیده میشود. به گمانم هنوز تعداد امیدوارها بیشتر است اما صدای متنفرها بیشتر شنیده میشود... فضای مجازی فقط دارد گذر [از] خشم [به] نفرت را بازتاب میدهد. آن را تولید نمیکند. آن نهاد ناآرام ایران است که در نتیجه انباشت ناکارآمدی و فساد و تبعیض جلوی چشم آمده و این فضا را ساخته است. اینطور نیست که اگر فضای مجازی نباشد، نفرت تولید نشود. [مصاحبهکننده: همین چند روز قبل دختری بعد از ماجرای حکمی که برای رفتن به استادیوم گرفته، خودسوزی کرده اما کجای دنیا یک دختر برای استادیوم رفتن خودسوزی میکند؟ ... گفت:] هر کسی جامعهشناسی تاریخی کار کرده باشد میداند که هیچ دو کشوری شبیه هم نیستند. پس همه کشورها به یک معنا ویژگیهای استثنایی دارند. اما استثنایی بودن ما به این شکل است که نظام سیاسیمان از آنچه عقل امروز بشری بدیهی میداند، بداهتزدایی میکند. @mmoeeni1 من در توییتر: Twitter .
. «همه آدمها که نمیخواهند با آدرنالین بالا زندگی کنند» محمد فاضلی گفتوگویی خواندنی و قابل تأمل با شماره 61 مجله اندیشهپویا کرده که من سه بخش آن را نقل میکنم: احساس و سایه و شبح ناامنی به اندازه خود ناامنی خطر تولید میکند. یک برهه حساس ساخته شده و مردم دائما سر یک پیچ خطرناک نگه داشته شدهاند. جوامع باید هر ۲۰ تا ۵۰ سال از یک پیچ رد شوند. اگر قرار باشد هر روز توی پیچ باشید یک جایی از ماشین پیاده میشوید و میگویید کافی است. همه آدمها که نمیخواهند با آدرنالین بالا زندگی کنند. همه هم روشنفکر نیستند. باید انسان معمولی بودن را برای مردم به رسمیت بشناسیم. اتفاق بدی که در جامعه ایران تحت تأثير انباشت ناکارآمدیها و اثرگذاری فضای بیرونی دارد میافتد این است که بخشی از جامعه از نارضایتی به خشم گذر کرده و دارد از خشم وارد نفرت میشود. در نفرت دیگر ظرفیت گفتوگو از بین میرود. ما در فضای مجازی با جمعیت متنفری روبهروییم و بدی این متنفرشدگان این است که حتا اگر تعدادشان کم باشد، صدایشان بلندتر شنیده میشود. به گمانم هنوز تعداد امیدوارها بیشتر است اما صدای متنفرها بیشتر شنیده میشود... فضای مجازی فقط دارد گذر [از] خشم [به] نفرت را بازتاب میدهد. آن را تولید نمیکند. آن نهاد ناآرام ایران است که در نتیجه انباشت ناکارآمدی و فساد و تبعیض جلوی چشم آمده و این فضا را ساخته است. اینطور نیست که اگر فضای مجازی نباشد، نفرت تولید نشود. [مصاحبهکننده: همین چند روز قبل دختری بعد از ماجرای حکمی که برای رفتن به استادیوم گرفته، خودسوزی کرده اما کجای دنیا یک دختر برای استادیوم رفتن خودسوزی میکند؟ ... گفت:] هر کسی جامعهشناسی تاریخی کار کرده باشد میداند که هیچ دو کشوری شبیه هم نیستند. پس همه کشورها به یک معنا ویژگیهای استثنایی دارند. اما استثنایی بودن ما به این شکل است که نظام سیاسیمان از آنچه عقل امروز بشری بدیهی میداند، بداهتزدایی میکند. @mmoeeni1 من در توییتر: Twitter .
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
. ️ سبک زندگی بسته به این که یک نظام چه ماموریتی برای خود قائل باشد، برای سبک زندگیهای مختلف مردم، درجات مختلفی از احترام و همراهی را سرلوحه خود قرار میدهد. حکومت "اسلامی" طبیعتاً انرژی و سرمایه مادی و معنوی بیشتری صرف درست خواندن قرآن میکند تا مثلا درست خواندن فردوسی و حافظ و سعدی و سهراب سپهری و نیما، یا توسعه حرم در داخل و خارج کشور تا ساخت بنای یادبود برای مفاخر ملّی و حفظ میراث فرهنگی و آثار تاریخی. و بر همین مبناست که پرواز مستقیم به آنتالیا لغو و راه رسیدن به پاسارگاد مسدود میشود چون آنتالیا و پاسارگاد دروازههای جهنم شناخته شدهاند. مبنای قضاوت اگر "نتیجه" باشد، تاریخ به مدد خواهد آمد گو به بهایی فعلا ناپیدا؛ که دین و دنیای آباد کجا بود؟ جز در دل معمور آیا؟ زیارت قبول انشاءالله؛ آغاز عرضه ارز زائران اربعین؛ هر زائر صد یورو افزایش خدمات جادهای برای زائران اربعین تسهیلات اینترنتی در مرز خسروی برای اربعین تسهیلات نظاموظیفه برای مشمولان زائر پرداخت وام بینوبت به دانشجویان برای اربعین حضور دانشآموزان و دانشجویان در اربعین بدون سپردن وثیقه اعلام جزئیات دریافت وام سفر به کربلا با ضمانت سپرده عمره صدور گذرنامه موقت ویژه برای زائران اربعین عدم افزایش بهای بلیت هواپیماهای مسیر تهران-نجف و مشهد-نجف با وجود آزاد محاسبهشدن بهای بلیت پروازهای خارجی اطلاعیه گمرک درباره ارائه تسهیلات به زائران اربعین تصویب یک فوریت لایحه اجازه به شهرداری تهران برای هزینه در مراسم اربعین بودجه 10 میلیارد تومانی شهرداری تهران برای پیاده روی اربعین حذف ویزای اربعین حذف عوارض خروج از کشور برای اربعین ۹۸ اعزام سه هزار مبلغ به مراسم پیادهروی اربعین موجه اعلام شدن غیبت دانش آموزان و معلمان شرکت کننده در مراسم اربعین وزیر کشور: آمادگی برای تردد سه میلیون زائر اربعین/ همه امکانات فراهم است. @mmoeeni1
. ️ سبک زندگی بسته به این که یک نظام چه ماموریتی برای خود قائل باشد، برای سبک زندگیهای مختلف مردم، درجات مختلفی از احترام و همراهی را سرلوحه خود قرار میدهد. حکومت "اسلامی" طبیعتاً انرژی و سرمایه مادی و معنوی بیشتری صرف درست خواندن قرآن میکند تا مثلا درست خواندن فردوسی و حافظ و سعدی و سهراب سپهری و نیما، یا توسعه حرم در داخل و خارج کشور تا ساخت بنای یادبود برای مفاخر ملّی و حفظ میراث فرهنگی و آثار تاریخی. و بر همین مبناست که پرواز مستقیم به آنتالیا لغو و راه رسیدن به پاسارگاد مسدود میشود چون آنتالیا و پاسارگاد دروازههای جهنم شناخته شدهاند. مبنای قضاوت اگر "نتیجه" باشد، تاریخ به مدد خواهد آمد گو به بهایی فعلا ناپیدا؛ که دین و دنیای آباد کجا بود؟ جز در دل معمور آیا؟ زیارت قبول انشاءالله؛ آغاز عرضه ارز زائران اربعین؛ هر زائر صد یورو افزایش خدمات جادهای برای زائران اربعین تسهیلات اینترنتی در مرز خسروی برای اربعین تسهیلات نظاموظیفه برای مشمولان زائر پرداخت وام بینوبت به دانشجویان برای اربعین حضور دانشآموزان و دانشجویان در اربعین بدون سپردن وثیقه اعلام جزئیات دریافت وام سفر به کربلا با ضمانت سپرده عمره صدور گذرنامه موقت ویژه برای زائران اربعین عدم افزایش بهای بلیت هواپیماهای مسیر تهران-نجف و مشهد-نجف با وجود آزاد محاسبهشدن بهای بلیت پروازهای خارجی اطلاعیه گمرک درباره ارائه تسهیلات به زائران اربعین تصویب یک فوریت لایحه اجازه به شهرداری تهران برای هزینه در مراسم اربعین بودجه 10 میلیارد تومانی شهرداری تهران برای پیاده روی اربعین حذف ویزای اربعین حذف عوارض خروج از کشور برای اربعین ۹۸ اعزام سه هزار مبلغ به مراسم پیادهروی اربعین موجه اعلام شدن غیبت دانش آموزان و معلمان شرکت کننده در مراسم اربعین وزیر کشور: آمادگی برای تردد سه میلیون زائر اربعین/ همه امکانات فراهم است. @mmoeeni1
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
. ️ در دادگاه مدیرعامل سابق بانک ملت اتفاق افتاد نماینده دادستان درباره روابط متهمان با هم توضیح داد: «آقای علی دیواندری [مدیرعامل سابق بانک ملت] ارتباطات بسیار نزدیک و خانوادگی با مجید سعادتی [متهم متواری] داشته و اینکه چرا به بانک ملت آمده باید گفت که دیواندری، سعادتی را زیرمجموعه شرکتهای بانک ملت کرده است. حسب گزارش پلیس آنقدر ارتباطات سعادتی و دیواندری نزدیک بوده که در بانک به وی «مجید دلبندم» میگفتند. بیشترین اعتماد دیواندری در هیئت مدیرهها به سعادتی بوده است. سعادتی تخصص نداشته و در ۲۱ سالگی دیپلم را با معدل 10.5 میگیرد و مدرک لیسانس را در ۶ سال در رشته حسابداری با معدل 11.43 گرفته است.» او ادامه داد: «روزی که سعادتی در بانک استخدام میشود در مصاحبه بانک نمره 14.5 میگیرد. بانک گزارشی مینویسد با توجه به اینکه وی مربی کونگفو است میتواند در قسمت ورزش بانک ملت مفید باشد و در این قسمت پذیرفته میشود. متاسفانه ایشان گزارشات منفی بسیاری دارد و اقدامات ناصواب ایشان وجود داشته و به اطلاع دیواندری که میرسیده است. در مقابل، دیواندری با گزارشکنندگان برخورد میکرده است.» نماینده دادستان درباره فعالیت یک شرکت به اسم "امید داروی سلامت" گفت: «این شرکت از بانک تسهيلات زیادی دریافت کرد و بدهی ۴۹میلیاردی داشت که مشخص شد یکی از سهامداران آن همسر آقای سعادتی [مجید دلبندم] است که تسهیلات میگیرد اما پس نمیدهد. بر اساس بررسیها مشخص شد ایشان ماهانه ۱۲ هزار یورو حقوق دریافت میکرد و ملكش در امارات نیز ۳۸۷هزار درهم بود تا جایی که به یک باره از منزل واقع در خیابان نیروی هوایی به نیاوران میرود. او بعد از آنکه به دنبال اقامت در انگلستان بودند در هتلی در انگلستان ساکن میشود که طبق بررسی صورت گرفته مشخص شد مبلغ ماهانه سکونت در آن هتل ۳۵هزار پوند بود. آقای سعادتی بعد از اخذ اقامت خود در انگلستان منزلی به مبلغ ۶ میلیون و ۶۵۰ پوند در سال ۹۴ خریداری میکند و تمام اسناد بانک را نیز با خود میبرد.» نماینده دادستان صحبتهایش را اینطور ادامه داد: «قیمت منزل سعادتی در انگلستان به قیمت روز و با احتساب پوند ۱۳ هزار تومانی بیش از ۹۰ میلیارد تومان برآورد شده است البته از طریق پلیس اینترپل وضعیت قرمز اعلام کردیم و اکنون ایشان تحت تعقیب اینترپل قرار دارد.» علی دیواندری @mmoeeni1
. ️ در دادگاه مدیرعامل سابق بانک ملت اتفاق افتاد نماینده دادستان درباره روابط متهمان با هم توضیح داد: «آقای علی دیواندری [مدیرعامل سابق بانک ملت] ارتباطات بسیار نزدیک و خانوادگی با مجید سعادتی [متهم متواری] داشته و اینکه چرا به بانک ملت آمده باید گفت که دیواندری، سعادتی را زیرمجموعه شرکتهای بانک ملت کرده است. حسب گزارش پلیس آنقدر ارتباطات سعادتی و دیواندری نزدیک بوده که در بانک به وی «مجید دلبندم» میگفتند. بیشترین اعتماد دیواندری در هیئت مدیرهها به سعادتی بوده است. سعادتی تخصص نداشته و در ۲۱ سالگی دیپلم را با معدل 10.5 میگیرد و مدرک لیسانس را در ۶ سال در رشته حسابداری با معدل 11.43 گرفته است.» او ادامه داد: «روزی که سعادتی در بانک استخدام میشود در مصاحبه بانک نمره 14.5 میگیرد. بانک گزارشی مینویسد با توجه به اینکه وی مربی کونگفو است میتواند در قسمت ورزش بانک ملت مفید باشد و در این قسمت پذیرفته میشود. متاسفانه ایشان گزارشات منفی بسیاری دارد و اقدامات ناصواب ایشان وجود داشته و به اطلاع دیواندری که میرسیده است. در مقابل، دیواندری با گزارشکنندگان برخورد میکرده است.» نماینده دادستان درباره فعالیت یک شرکت به اسم "امید داروی سلامت" گفت: «این شرکت از بانک تسهيلات زیادی دریافت کرد و بدهی ۴۹میلیاردی داشت که مشخص شد یکی از سهامداران آن همسر آقای سعادتی [مجید دلبندم] است که تسهیلات میگیرد اما پس نمیدهد. بر اساس بررسیها مشخص شد ایشان ماهانه ۱۲ هزار یورو حقوق دریافت میکرد و ملكش در امارات نیز ۳۸۷هزار درهم بود تا جایی که به یک باره از منزل واقع در خیابان نیروی هوایی به نیاوران میرود. او بعد از آنکه به دنبال اقامت در انگلستان بودند در هتلی در انگلستان ساکن میشود که طبق بررسی صورت گرفته مشخص شد مبلغ ماهانه سکونت در آن هتل ۳۵هزار پوند بود. آقای سعادتی بعد از اخذ اقامت خود در انگلستان منزلی به مبلغ ۶ میلیون و ۶۵۰ پوند در سال ۹۴ خریداری میکند و تمام اسناد بانک را نیز با خود میبرد.» نماینده دادستان صحبتهایش را اینطور ادامه داد: «قیمت منزل سعادتی در انگلستان به قیمت روز و با احتساب پوند ۱۳ هزار تومانی بیش از ۹۰ میلیارد تومان برآورد شده است البته از طریق پلیس اینترپل وضعیت قرمز اعلام کردیم و اکنون ایشان تحت تعقیب اینترپل قرار دارد.» علی دیواندری @mmoeeni1
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
. مهدی موعود در بین همه روایات و احادیثی که درباره دوران ظهور حضرت ولیعصر آمده، به نظرم سه تای آنها "تکاندهنده"، "نشانگر" و تا حد زیادی "هولانگیز" است: این که وقتی آن حضرت میآید بسیاری بر این باورند که او دین جدیدی آورده(+)، این که عدهای جمع میشوند برای جنگ علیه حضرت آن هم در مساجد(+) و این که کار حضرت از کار پیامبر سختتر خواهد بود(+) اینها همه یعنی این که بسیاری برداشتی غیر از برداشت حضرت ولیعصر از دین خواهند داشت، اینها یعنی این که هر چه را اسلام خواندند لزوما اسلام نیست و اینها یعنی این که هر خانهای خانه خدا و هر سایهای سایه خدا نیست و اینها همه یعنی این که نکند غرق شویم در دنیای "دروغ"؟ @mmoeeni1
. مهدی موعود در بین همه روایات و احادیثی که درباره دوران ظهور حضرت ولیعصر آمده، به نظرم سه تای آنها "تکاندهنده"، "نشانگر" و تا حد زیادی "هولانگیز" است: این که وقتی آن حضرت میآید بسیاری بر این باورند که او دین جدیدی آورده(+)، این که عدهای جمع میشوند برای جنگ علیه حضرت آن هم در مساجد(+) و این که کار حضرت از کار پیامبر سختتر خواهد بود(+) اینها همه یعنی این که بسیاری برداشتی غیر از برداشت حضرت ولیعصر از دین خواهند داشت، اینها یعنی این که هر چه را اسلام خواندند لزوما اسلام نیست و اینها یعنی این که هر خانهای خانه خدا و هر سایهای سایه خدا نیست و اینها همه یعنی این که نکند غرق شویم در دنیای "دروغ"؟ @mmoeeni1
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
. ️ سهمیه | کنکور | نظرها و تجربهها در نظام آموزشعالی مبتنی بر پذیرش سهمیهای (و این خود برای صاف کردن جادهی ترقی "وفاداران و بستگان")، حرف از "دانشمحوری"، توهین به "دانش"، کوبیدن میخ بر تابوت "شایستهسالاری" و منهدمکردن حق تحصیلات عالی #بیسهمیهها است. حرامتان نیست؟ + رتبه ۳، نتیجه: مردود فاجعه کنونی کنکور ارشد به برنامه ششم توسعه و تصمیم مجلس دهم برمیگردد. آنها تصمیم گرفتند که سهمیه ایثارگران ۳۰درصد شود و در برخی کدرشتهها این سهمیه تا ۵۰درصد هم افزایش مییابد! اعتراض به نتایج ارشد را اینجا مفصل توضیح دادم: + [محمد باقرزاده] در یکی از رشتههای کنکور کارشناسی ارشد فردی در سهمیه، رتبهاش 3 بود که همین فرد در رتبهبندی بدون سهمیه در جایگاه حدود 400 قرار گرفت. + بند پ ماده ۹۰ برنامه پنجساله ششم توسعه میگوید دانشگاهها و مراکز علمی باید «حداقل ۲۰درصد» اعضای هیاتعلمی خود را از ایثارگران انتخاب کنند. به عبارت دیگری امروز با ۳۰درصد سهمیه وارد دانشگاه میشوند و فردا با حداقل ۲۰درصد سهمیه استاد دانشگاه؛ این تصمیم دولت و مجلس امید است! + از نکبت سهمیهها نوشته بودم. سایر سهیمهها رو هم ازیاد نباید برد؛ اعضای هیئت علمی هم سهمیههای خوبی(!) دارند. همکلاسی دختر یکی از اقوام، بخاطرعضو هیئت علمی بودن پدرش، درکنکور سراسری امسال دامپزشکی قبول شد، با پزشکی عوض کرد! + در سهمیه هیئت علمی، امکان تغییر رشته وجود ندارد. حتی شبانه به روزانه هم نیست #البته معاون آموزشی دانشگاه میتواند با انتقال و تغییر رشته هرکسی موافقت کند. مثلا صنعتی اصفهان قدیم علاوه بر هیئت علمی، فرزندان کارمندانش را هم انتقال میداد صنعتی ... + یکی از بزرگترین کینههایی که در دل دارم کینه از سهمیه هیئت علمی هاست. اونجایی که دوستم لم داده بود و میگفت ما هر رتبهای بیاریم یه جا میزنیم فقط قبول بشیم بعد انتقالی میگیریم تهران بهترین رشته. با رتبهی 3هزارتا بیشتر از من و قبولی زابل، انتقالی گرفت دانشگاه علامه و الان استرالیاست! + از کنکور برمیگشتیم بابای دوستم قرار بود ما رو برسونه. مامانم گفت ایشالله با هم یه جا قبول بشن . باباش گفت نه، شاید یکیشون بهتر از اون یکی باشه ... بله ایشون دخترش رو با رتبهای که از همه ما ارقامش بیشتر بود آورد امیرکبیر. معلومه نباید یه جا قبول میشدیم. + زمان ما هم یکی بود طرف روانشناسی استثنایی سیستان قبول شده بود، بعد چون باباش هیئت علمی و رییس دانشگاه بود اومده بود حقوق بهشتی میخوند. خود ناعادلانه بودن سهمیه یه طرف، طبق دستورالعمل جابهجایی فرزندان هیئت علمی منوط به اینه که رشته مبدا و مقصد یکی باشه نه که از روانشناسی بیای حقوق! + @mmoeeni1
. ️ سهمیه | کنکور | نظرها و تجربهها در نظام آموزشعالی مبتنی بر پذیرش سهمیهای (و این خود برای صاف کردن جادهی ترقی "وفاداران و بستگان")، حرف از "دانشمحوری"، توهین به "دانش"، کوبیدن میخ بر تابوت "شایستهسالاری" و منهدمکردن حق تحصیلات عالی #بیسهمیهها است. حرامتان نیست؟ + رتبه ۳، نتیجه: مردود فاجعه کنونی کنکور ارشد به برنامه ششم توسعه و تصمیم مجلس دهم برمیگردد. آنها تصمیم گرفتند که سهمیه ایثارگران ۳۰درصد شود و در برخی کدرشتهها این سهمیه تا ۵۰درصد هم افزایش مییابد! اعتراض به نتایج ارشد را اینجا مفصل توضیح دادم: + [محمد باقرزاده] در یکی از رشتههای کنکور کارشناسی ارشد فردی در سهمیه، رتبهاش 3 بود که همین فرد در رتبهبندی بدون سهمیه در جایگاه حدود 400 قرار گرفت. + بند پ ماده ۹۰ برنامه پنجساله ششم توسعه میگوید دانشگاهها و مراکز علمی باید «حداقل ۲۰درصد» اعضای هیاتعلمی خود را از ایثارگران انتخاب کنند. به عبارت دیگری امروز با ۳۰درصد سهمیه وارد دانشگاه میشوند و فردا با حداقل ۲۰درصد سهمیه استاد دانشگاه؛ این تصمیم دولت و مجلس امید است! + از نکبت سهمیهها نوشته بودم. سایر سهیمهها رو هم ازیاد نباید برد؛ اعضای هیئت علمی هم سهمیههای خوبی(!) دارند. همکلاسی دختر یکی از اقوام، بخاطرعضو هیئت علمی بودن پدرش، درکنکور سراسری امسال دامپزشکی قبول شد، با پزشکی عوض کرد! + در سهمیه هیئت علمی، امکان تغییر رشته وجود ندارد. حتی شبانه به روزانه هم نیست #البته معاون آموزشی دانشگاه میتواند با انتقال و تغییر رشته هرکسی موافقت کند. مثلا صنعتی اصفهان قدیم علاوه بر هیئت علمی، فرزندان کارمندانش را هم انتقال میداد صنعتی ... + یکی از بزرگترین کینههایی که در دل دارم کینه از سهمیه هیئت علمی هاست. اونجایی که دوستم لم داده بود و میگفت ما هر رتبهای بیاریم یه جا میزنیم فقط قبول بشیم بعد انتقالی میگیریم تهران بهترین رشته. با رتبهی 3هزارتا بیشتر از من و قبولی زابل، انتقالی گرفت دانشگاه علامه و الان استرالیاست! + از کنکور برمیگشتیم بابای دوستم قرار بود ما رو برسونه. مامانم گفت ایشالله با هم یه جا قبول بشن . باباش گفت نه، شاید یکیشون بهتر از اون یکی باشه ... بله ایشون دخترش رو با رتبهای که از همه ما ارقامش بیشتر بود آورد امیرکبیر. معلومه نباید یه جا قبول میشدیم. + زمان ما هم یکی بود طرف روانشناسی استثنایی سیستان قبول شده بود، بعد چون باباش هیئت علمی و رییس دانشگاه بود اومده بود حقوق بهشتی میخوند. خود ناعادلانه بودن سهمیه یه طرف، طبق دستورالعمل جابهجایی فرزندان هیئت علمی منوط به اینه که رشته مبدا و مقصد یکی باشه نه که از روانشناسی بیای حقوق! + @mmoeeni1
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
️ما ایرانیان نژادپرستیم| گفتگوی سارا زیباکلام - رضا امیرخانی-امید مهدینژاد - صادق زیباکلام [منتشرشدهدر:مجلهسهنقطه/شماره-۸-] در بسیاری از ما ایرانیها یکجور تظاهر به خود بزرگبینی وجود دارد
️ما ایرانیان نژادپرستیم| گفتگوی سارا زیباکلام - رضا امیرخانی-امید مهدینژاد - صادق زیباکلام [منتشرشدهدر:مجلهسهنقطه/شماره-۸-] در بسیاری از ما ایرانیها یکجور تظاهر به خود بزرگبینی وجود دارد
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
مردی که چهل سال برای اثبات بی گناهی اش ایستاد اا علی ایزدی اا ️ زندگی وتقدیرعباس امیرانتظام چه بسا ازمصادیق عملی این نظر شریعتی باشد که: «اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت واگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد، طرح کرد، به زمان شناساند و زنده نگه داشت
مردی که چهل سال برای اثبات بی گناهی اش ایستاد اا علی ایزدی اا ️ زندگی وتقدیرعباس امیرانتظام چه بسا ازمصادیق عملی این نظر شریعتی باشد که: «اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت واگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد، طرح کرد، به زمان شناساند و زنده نگه داشت
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
چرا با «خانه پدری» کنار نمی آیند؟ سعید برآبادی ️عجیب نیست که «خانه پدری» را از سردر چند سینمای محدود پایین کشیدند و دوباره توقیفش کردند، عجیب این بود که اصلا چرا و چطور به چنین فیلمی مجوز اکران دادهاند
چرا با «خانه پدری» کنار نمی آیند؟ سعید برآبادی ️عجیب نیست که «خانه پدری» را از سردر چند سینمای محدود پایین کشیدند و دوباره توقیفش کردند، عجیب این بود که اصلا چرا و چطور به چنین فیلمی مجوز اکران دادهاند
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
بخش دوم مقاله «ایران را فقط از راه تهدیدات نظامی ملموس و توسل به زور نظامی می توان تسلیم کرد، نه صرف تحریم های کمرشکن
بخش دوم مقاله «ایران را فقط از راه تهدیدات نظامی ملموس و توسل به زور نظامی می توان تسلیم کرد، نه صرف تحریم های کمرشکن
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
ایران را فقط از راه تهدیدات نظامی ملموس و توسل به زور نظامی می توان تسلیم کرد، نه صرف تحریم های کمرشکن
ایران را فقط از راه تهدیدات نظامی ملموس و توسل به زور نظامی می توان تسلیم کرد، نه صرف تحریم های کمرشکن
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
سریال "کاراگاه خوش خوراک" جمعه ها ساعت 14:00 در منوتو و ساعت 15:00 در منوتو 1+ کاراگاه خوش خوراک ، یک سریال کاراگاهی متفاوت است که در آن کاراگاه «هنری راس» با استفاده از دانش غذایی که دارد، معماهای
سریال "کاراگاه خوش خوراک" جمعه ها ساعت 14:00 در منوتو و ساعت 15:00 در منوتو 1+ کاراگاه خوش خوراک ، یک سریال کاراگاهی متفاوت است که در آن کاراگاه «هنری راس» با استفاده از دانش غذایی که دارد، معماهای
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها